ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٠ - ١- ٣ جريان سكولاريسم و شكل گيرى مدرنيته اخلاقى؛ خطرناك انحراف از انديشه مهدويّت
مهمترين خطرى است كه ظرفيت تهديد جريان رو به جلو جامعه شيعه و نهضتهاى بيدارى پيرامونىاش را داراست.
پيشتر گفتيم كه بر اساس فلسفه تاريخ شيعه انديشه مهدويّت يك جريان تاريخى است و از ابتداى بعثت انبيا، موضوع رسالت ايشان بوده است. آينده تاريخ نيز، از آنِ اين جريان است و حكومت امام عصر (عج) در پايان تاريخ شكل خواهد گرفت و از بستر برپايى دولت عصر ظهور، عالم به تقرّب الهى دست خواهد يافت تا نفوس بشر طعم حقيقى بندگى را بچشد و حقيقت جامعه ايمانى و توحيد را درك كند.
كلانترين جريانى هم كه از ابتداى تاريخ در مقابل برپايى حكومت حضرت قد علم كرده است و با مصاديق گوناگون، برپايى دولت عصر ظهور را تهديد مىكند، جريان دستگاه ابليس است. اگر دستگاه ابليس در زمان اميرالمؤمنين (ع) با سر كار آوردن دولت سقيفه، حجاب پيچيدهاى را بر سر راه تعالى انسانها ايجاد كرد، همين جريان در دوره ديگرى از تاريخ، با عنوان عصر روشنگرى، رنسانس را رقم زده است تا حركت مستمر و تاريخى انبيا را به روش ديگرى به مخاطره اندازد و دين و ارزشهاى الهى را به انزوا بكشاند. در قرون اخير، جريان ديگرى كه سنگينتر و پيچيدهتر از جريان رنسانس، در برابر برپايى دولت حضرت شكل بگيرد، نداشتهايم. رنسانس با ايدئولوژى روشن و برنامهريزى حسابشده، مبداء شكلگيرى فرايند اجتماعى پيچيدهاى است كه از مجراى سكولار كردن كلّ جامعه جهانى، منحرف ساختن حركت جوامع از عصر ظهور به ليبرال دمكراسى را دنبال مىكند.
با شكلگيرى جريان سكولاريسم تماميتخواه، جامعه بشرى شاهد پيدايش جهالت عجيبى بود كه در دورههاى تاريخى كمنظير بود. در اين دوره، ايدئولوژىهايى پيدا شدند كه به طور كامل خدا را نفى مىكردند و جايى براى مذهب و دين قائل نبودند. در ادبيات اين دوران به خوبى مىتوان ادّعاهايى را همچون دين، افيون ملّتهاست يا دين برآمده از جهالت بشر و عقدههاى فروخورده جنسى و عقبافتادگىهاى اجتماعى است، مشاهده كرد. به واسطه همين ادّعاهاى باطل مندرج در كتب به ظاهر علمى، همچون: جامعهشناسى و روانشناسى، جوامع يكى پس از ديگرى به ورطه امحلال در جريان سكولاريسم افتادند.
با شكلگيرى انقلاب اسلامى ايران و پيشرفت آن در جهان، اين جريان به يك عقبنشينى تاكتيكى تن داده و به سكولاريسم ميانهرو قانع شده است. آثار ظهور سكولاريسم جديد را مىتوان در روى كار آمدن اسلامگراهاى ميانهرو در تركيه ديد. حاكميّت چنين جريانى در يك كشور اسلامى، اين خطر را گوشزد مىكند كه برنامه حساب شدهاى پشت ماجراست و جريان سكولاريسم جهانى، ايده بدلسازى را براى اسلام ناب كه در ايران در حال نظامسازى است، در سر مىپروراند. به بيان ديگر، با روى كار آمدن سكولارهاى ميانهرويى همچون حزب عدالت به ظاهر از مدل سكولاريسم تماميّتخواه آتاتورك عقبنشينى شده است؛ امّا حقيقت پشت ماجرا امر ديگريست و از اين طريق دنياى غرب مىخواهد براى ايجاد انحراف و توليد چالشهاى درونى در دنياى اسلام، برنامهريزىهاى پيچيده خود را پياده كند.
تمدّن غرب به واقعيّتى كه پيش روى اوست، پى برده است و مىداند كه درگيرى او با تمدّن اسلامى اجتنابناپذير خواهد بود؛ بنابراين در ميان جوامع اسلامى، شبكهسازى سكولارهاى ميانهرو را دنبال مىكند تا جبهههاى جديدى را در دنياى اسلام و در مقابل انقلاب اسلامى ايجاد و اين درگيرى را مديريت كند. اگر به مكتوبات اصلاحطلبان افراطى كشورمان، همچون «مهرنامه»، مراجعه كنيد، مىبينيد كه بحثهاى كارشناسىشان را حول سكولاريسم ميانهرو از نوع تركيه، نظاممند كردهاند و مدل تركيه را براى يك جامعه اسلامى، كه هم آزادى مذهبى در آن وجود دارد و هم حكومت سكولار روى كار است، مدل