ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٠ - روتچيلدها و فلسطين
برخى از مورّخان بارون ادموند جيمز دى روتچيلد را پدر ساكنان يهودى در فلسطين در روزهايى مىدانند كه به مهاجرت نخست معروف بود. توجّه ادموند جيمز روتچيلد به مسئله يهوديان يديشى و سكونت دادن يهوديان در فلسطين در دهه هشتاد قرن نوزدهم ميلادى آغاز شد. در اين دوران، شمار زيادى از يهوديان شرق اروپا به غرب اين قارّه و همچنين ايالات متّحده آمريكا و ديگر مناطق مهاجرت كردند.
و اين مسئله در پى ايجاد خلل مكر مدرنيته شرق اروپا و سپس توقيف آن روى داد. روتچيلد و برخى از يهوديان ثروتمند ديگر در اروپا، در مورد طرحهاى صهيونيستى ابراز نگرانى كردند؛ زيرا آنان بيم آن داشتند كه سرازير شدن اين شمار بسيار زياد از يهوديان شرق اروپا كه داراى فرهنگ يديشى شرق اروپايى و خاصها (از نظر روتچيلدها فرهنگ عقب مانده) بودند و خود را ملزم به انجام آداب و مراسم محافظهكارانه و داراى رنگ و بوى يهوديّت مىدانستند، تأثير منفى بر غرب و مركز اروپا بگذارد.
بنابراين، رسيدن اين گروه از يهوديان يديشى، در حقيقت تهديدى براى جايگاه اجتماعى و پايگاه طبقاتى آنان داشت و به همين دليل آنان در پى اجراى طرحى بودند كه به آن اسكان صهيونيستها مىگويند؛ يعنى تلاش يهوديان جهان غرب براى اسكان ديگر يهوديان (يهوديان شرق اروپا) در فلسطين. خود روتچيلد طى يك مصاحبه هوشمندانه، اين تفاوت را بيان كرده است و آن زمانى بود كه از او سؤال شد اگر دولت صهيونيستى تأسيس شود، مىخواهد در آن دولت عهدهدار چه پستى باشد؟ او گفت: البتّه سفير آن دولت در پاريس.
روتچيلد در ابتدا، مؤيّد صهيونيسم سياسى هرتزل نبود و نخستين ديدار ميان اين دو در سال ١٨٩٦ م. در پاريس، بسيار سرد توصيف شده و او مىگفت: هرتزل جز يك دشنورا، يعنى يك گدا نيست كه همانند هزاران گداى ديگر شرق اروپايى كه به مركز و غرب اروپا مىآمدند، مشغول گدايى است.
علاوه بر اين روتچيلد بر اين عقيده بود كه طرح صهيونيستى به طور كامل يك طرح غير عملى و محكوم به شكست است و فلسطين توانايى گنجايش مهاجرت عظيم گروهى را ندارد. او عقيده داشت سلطان عثمانى با وجود نياز به پول، فلسطين را به صهيونيستها نمىدهد تا در آن وطنى تأسيس كنند؛ بلكه او تنها به دادن برخى وعدههاى مبهم كه هيچ ارزشى ندارد، اكتفا مىكند. او همچنين بيم آن را داشت كه برپايى يك دولت يهودى باعث برانگيخته شدن احساسات ضدّ يهودى شود و مردم خواهان طرد و بيرون راندن يهوديان از كشورهايى شوند كه در آن زندگى مىكنند. به همين دليل، روتچيلد ترجيح مىداد كار اسكان يهوديان در فلسطين بسيار آرام، كُند و تدريجى انجام شود؛ امّا با گسترش يافتن شهركنشينى و اسكان يهوديان كه تحت نظر او انجام مىشد و با موفّقيت طرحهاى مختلفى كه او در فلسطين بنيانگذارى كرده بود، همراه بود. روابط او با سازمان صهيونيسم جهانى مستحكمتر از پيش شد و به ويژه اين رابطه پس از جنگ جهانى اوّل نزديكتر شد و او از نفوذ خود براى كسب موافقت فرانسه با بيانيّه بالفور و قرار دادن فلسطين به عنوان يكى از تحت الحمايههاى بريتانيا، استفاده كرد.
سكونت دادن يهوديان در فلسطين، داراى ابعاد سياسى خاصّى بود. روتچيلد پيوسته با منافع سرمايهدارى امپرياليسم فرانسوى در ارتباط بود و آن نيز مىخواست نفوذ خود را در شرق گسترش دهد و با شوق و اشتياق فراوان، به ميراثى مىانديشيد كه مرد بيمار اروپا (امپراتورى عثمانى) به زودى بر جاى مىگذاشت. نتيجه اينكه طرح صهيونيستى در پايان، بخشى از طرح و برنامهريزى امپرياليستى براى تجزيه و تقسيم امپراتورى عثمانى بود.
روتچيلد توجّه خود را معطوف به اسكان يهوديان در فلسطين كرد و آن زمانى بود كه جنبش دوستداران صهيون كه در آن زمان كارهاى سكونت دادن يهوديان را عهدهدار بودند، به او روى آوردند. علاوه بر اين، رهبران شهركنشين (ريشون لتسيون) كه از يك بحران مالى سخت رنج مىبردند، رو به او آورده و از او خواستند براى فعّاليتهايشان در فلسطين به آنان كمك مالى كند و البتّه ناگفته پيداست كه شهركهاى صهيونيستنشين اوّليه كه در فلسطين ساخته مىشد، بدون كمكهاى روتچيلد نمىتوانستند دوام بياورند.
روتچيلد در طى سالهاى ١٨٨٣ تا ١٨٩٩ م. حدود يك ميليون و ششصد هزار پوند استرلينگ به شهركنشينيان داد و اين در حالى بود كه جنبش دوستداران صهيون تنها هشتاد و هفت هزار پوند استرلينگ كمك كرده بودند.
روتچيلد اواخر سال ١٨٨٣ م. زمينى در فلسطين براى ساخت يك شهرك كشاورزى نمونه براى خود خريدارى كرد و نام مادرش را بر آن گذاشت.
او همچنين چندين كارگاه صنعتى براى شهركنشينان ايجاد كرد كه كارگاه شيشهسازى، كارگاه استحصال روغن زيتون و چندين آسيابخانه از جمله آنها بود.
وى در تأسيس «هيئت برق فلسطين» در سال ١٩٢١ م. نقش داشت؛ امّا مهمترين و گستردهترين صنعتى كه او در راهاندازىاش نقش داشت، صنعت شرابسازى بود كه روتچيلد تلاش مىكرد آن را با صنعت شراب تحت مالكيّت روتچيلدها در فرانسه مرتبط سازد.
ميزان توجّه روتچيلد و حمايتهاى او از شهركهاى صهيونيستنشين به حدّى رسيد كه به او لقب پدر الشيوف يعنى پدر شهركهاى صهيونيستى داده شد. هنگامى كه