ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٩ - روتچيلدها و فلسطين
مىآمد. آنها از طريق تجارت اسلحه، وام دادن به كشورها هنگام جنگ، بازسازى، عمران، آبادانى، راه آهن، طرحهاى كشاورزى و صنعتى و ... سود سرشارى مىبردند و به همين دليل بود كه روتچيلدها صد ميليون پوند به جنگهاى ناپلئون اختصاص دادند و شاخه انگليسى روتچيلدها نيز به دولت انگلستان حدود شانزده ميليون پوند استرلينگ براى اين جنگ اختصاص داد (ناگفته نماند كه اين سناريو در جنگ جهانى دوم نيز تكرار شد). اين مؤسّسات همچنين منابع مالى در اختيار ديزرائيل، رئيس دولت براى خريدارى سهامهاى «كانال سوئز» از دولت «مصر» در سال ١٨٧٥ م. گذاشتند و در عين حال، نمايندگان خود را به كشورهاى شرقى مانند مصر، «تونس» و «تركيه» مىفرستادند تا آنها را تشويق به وام گرفتن براى طرحهاى مختلف كنند؛ طرحهايى كه در درجه اوّل به نفع سرمايهگذارىها، طرحها و تجارت خودشان بود. آنان براى حمايت از سرمايهگذارى هايشان به صورت فعّال وارد عرصه سياست در تمامى كشورهاى حوزه فعّاليت خود شده و القاب و عناوين بزرگى مانند بارون، لرد و ... به دست آوردند.
اين خانواده همچنين، شبكه مناسبات قدرتمندى با پادشاهان و رؤساى دولتها و حكومتها داشتهاند. به عنوان مثال آنان روابط مستحكم و نزديكى با خاندان پادشاهى انگلستان و نخست وزيران و رؤساى جمهورى مانند ديزرائيلى و لويد جرج و همچنين با پادشاهان فرانسه، چه پادشاهان «بوربون» يا پادشاهان پس از انقلاب فرانسه داشتهاند و حتّى برخى از آنان عضو مجلس نمايندگان فرانسه و ديگر كشورها بودهاند.
خاندان روتچيلد يكى از ثروتمندترين خانوادهها در جهان است. روتچيلد در حال حاضر مالك بيشتر بانكهاى بين المللى و شركتهاى اقتصادى بسيار بزرگ، شركتهاى نفتى، معادن، شركتهاى ساخت اسلحه و بسيارى ديگر از شركتها در نقاط مختلف جهان است. اين شركت هزينه بسيارى از جنگها را پرداخته و به طرفين جنگ در جنگهاى بسيارى كمكهاى مالى كرده است و به همين دليل، خاندان روتچيلد تأثير بسيار زيادى در سرنوشت جنگها و پيروزى طرفهايى كه از آن حمايت مىكرده، داشته است.
روتچيلدها و فلسطين
خاندان روتچيلد در ابتدا با طرح مسئله وطن قومى براى يهوديان توسط هرتزل موافق نبودند؛ امّا دو اتّفاق باعث تغيير نگرش روتچيلدها در اين خصوص شد.
١. مهاجرت گروههاى زيادى از يهوديان به غرب اروپا. اين گروههاى يهودى با آميختن با جوامع جديد مخالفت مىكردند و در نتيجه مشكلات زيادى به اين دليل در جامعه و براى يهوديان پيش آمد و به همين دليل، ناگزير بايد يك راه حل براى بيرون راندن اين گروهها از مناطق تحت سلطه منافع سرمايهگذارى خاندان روتچيلد پيدا مىشد؛
٢. انتشار گزارش نهايى كنفرانس كشورهاى بزرگ استعمارگر در سال ١٩٠٧ م. معروف به گزارش بازمان، نخست وزير وقت انگلستان كه به موجب آن، منطقه شمال «آفريقا» و شرق «درياى مديترانه» وارث احتمالى تمدّن جديد (تمدّن مرد سفيد) است؛ امّا اين منطقه دشمنى با تمدّن غربى دارد و به همين دليل بايد اقدامات زير را انجام داد:
١. تقسيم آن؛ ٢. عدم انتقال فناورىهاى جديد و مدرن به آن؛ ٣. ايجاد دشمنى ميان گروههاى مختلف ساكن آنجا؛ ٤. ايجاد يك جسم غريب و بيگانه در آن، كه شرق درياى مديترانه را از شمال آفريقا جدا كند.
از بند اخير فوايد زياد ظهور دولت و حكومت يهودى در فلسطين آشكار مىشود و البتّه مبلّغان صهيونيسم از اين مسئله به خوبى استفاده كردند و بر اين اساس، خاندان روتچيلد اين مسئله را پذيرفته و آن را بهترين راه حل براى مشكلات يهوديان اروپا دانستند.
لئونل (يئونل) روتچيلد (١٨٦٨- ١٩٣٧ م.)، مسئول شعبه «مؤسّسات روتچيلد» در انگلستان و رهبر يهوديان اين كشور در آن زمان بود.
حاييم وايزمن كه بعدها نخستين رئيس جمهور اسرائيل شد و ناحوم موكولوف خود را به يسئونل روتچيلد نزديك كرده و موفّق شدند او را قانع نمايند كه در دولت انگلستان تلاش كند تا آنان به يهوديان براى ساخت يك وطن قومى در فلسطين كمك كنند و به دليل كشمكش در اين كار، او به عنوان رئيس افتخارى اتّحاديه صهيونيستى در انگلستان و «ايرلند» برگزيده شد.
لئونل در اين كار ترديدى از خود نشان نداد؛ بلكه تلاشهاى زيادى انجام داد تا اينكه بيانيّه معروف «بالفور» صادر شد.
او طى جنگ جهانى اوّل يك سپاه يهودى داخل ارتش بريتانيا، تشكيل داد و مسئوليّت دعوت به اين سپاه را پذيرفت و براى آن داوطلب گرد آورد.
جيمز آرماند روتچيلد (١٨٧٨- ١٩٥٧ م.) رياست هيئت شهركنشين و ساكن كردن يهوديان در فلسطين را عهدهدار بود و منابع مالى براى ساخت شهركها و طرحهايى براى استقرار يهوديان در آنجا را تأمين مىكرد. يكى از مهمترين طرحهاى آنان كه هنوز هم پا برجاست، ساختمان «كنست» اسرائيل در شهر قدس است.
ادموند. د ى روتچيلد كه يكى از پنج پسر جيمز ماير دى روتچيلد (١٧٩٢- ١٨٦٨ م.) بود، مؤسّس و رهبر شاخه اين خاندان در فرانسه به شمار مىآيد. اهمّيت اين شخص به دليل مشاركت فعّال و اثرگذارى او در طرحهاى شهركسازى يهودى در فلسطين در اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم ميلادى است.