ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٠٤ - اقسام ولايت
در عالم آفرينش ركن مىباشد.
نكته مسلّم آن است كه اين روايات مبتنى بر آيات بوده و با سندهاى محكم و متقن در ميان منابع و مراجع فقهى و روايى ما بيان شدهاند و حجّيت خود را حفظ كردهاند.
عدّهاى بر اين باورند كه حضرت فاطمه (س) از آن رو كه دخت گرامى رسول والا مقام (ص) مىباشد، داراى منقبت و فضايلى خاص است؛ امّا آنچه بايد بدان توجّه نمود اين است كه حضرت فاطمه (س) صاحب ولايت كبراست؛ يعنى همان گونه كه بايد به ولايت رسول گرامى (ص)، اميرمؤمنان، على (ع) و حسنين (ع) ايمان و اعتقاد قطعى داشت، بايد به ولايت فاطمه زهرا (س) نيز اذعان و اعتراف نمود.
پيش از ورود به بحث اصلى، لازم است مطالبى در زمينه ولايت بيان شوند تا اثبات چنين امرى از طريق آيات و روايات قابل بررسى و تحقيق باشد.
«ولايت» در لغت و اصطلاح
ولايت به معناى قرب، محبوبيّت، تصرّف، ربوبيّت و نيابت، داراى مراتبى است كه برخى از مراتب آن اوسع و اتمّ از ديگر مراتبند. باطن ذات ولايت، كنز مخفى است و به حسب ظهور، داراى شدّت و ضعف و كمال و نقص مىباشد.
ولايت در اصطلاح اهل معرفت، حقيقت كلّيهاى است كه شأنى از شئون ذاتى حق مىباشد و علم ظهور حقايق خلقى است. مبدأ ولايت، حضرت احديّت است و انتهاى آن عالم ملك و شهادت.
اقسام ولايت
ولايت به اعتبار مفهوم، به دو بخش «مطلق» و «مقيّد» تقسيم مىشود؛[١] امّا به اعتبار مصداق، ولايت به عامّه و خاصّه تقسيم مىگردد. ولايت از آن اعتبار كه صفتى از صفات الهى است، مطلق و به اعتبار استناد به انبيا و اوليا: مقيّد مىشود؛ در واقع، مقيّد، مرتبه نازله مطلق است.
از آن رو كه ولايت شامل جميع اهل ايمان مىشود، آن را ولايت عامّه گويند. ولايت خاصّه نيز به اهل سلوك و شهود اختصاص دارد كه به اعتبار فناى آنها در حقّ و بقا به وجود مطلق، به اين مقام مىرسند.[٢]
چون دايره ولايت به حسب حيطه و شمول، بزرگتر از نبوّت است و نبوّت جهت ظاهرى ولايت و ولايت جهت باطنى نبوّت است، از اين رو، انبيا در حيطه مقام ولايت واقع شدهاند. انبيا به اعتبار جهت ولايت، فانى در حق و متّصل به علم ربّ مطلق مىباشند و به مصالح و مفاسد اجتماعى آگاهى پيدا مىكنند.[٣]
ابتداى ولايت، انتهاى سفر اوّل سالك الى الله مىباشد و وجودش حقّانى مىگردد.[٤]
مقام ولايت مطلقه مقام حصول جميع كمالات وجودى و