ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٠ - يكى از خصوصيات و ويژگى هاى تشكيلات فراماسونرى،
نئو فراماسونرى در عرصه جنگ نرم
نگاهى به تحرّكات مشكوك تشكيلات فراماسونرى
سعيد مستغاثى
يكى از خصوصيات و ويژگىهاى تشكيلات فراماسونرى،
نو به نو شدن در هر زمان، منحرف نمودن اذهان از سازمان اصلى با قرائتهاى مختلف و دگرگون از تاريخ، مفاهيم و شاخصهاى ماسونىگرى به شمار مىآيد. اين ويژگى تقريباً از همان دوران نخست شكلگيرى اين تشكيلات مخوف صهيونى در عملكردها و تحرّكات آن، بارز و مشخّص بود، مثلًا در حالى كه اساس تشكيلات فراماسونرى از همان نخستين سالهاى اوّليه هزاره دوم ميلادى و پس از اوّلين جنگهاى صليبى، توسط فرقه موسوم به شواليههاى معبد شكل گرفت و به تدريج در سراسر اروپا گسترش پيدا كرد؛ امّا در تاريخهاى رسمى، تاريخ شكلگيرى نخستين لژهاى ماسونى را مربوط به قرن هجدهم ميلادى و تشكيلات بنّايان آزاد و اشخاصى مانند دزاگوليه دانستند.
تا همين اواخر، شركت اين تشكيلات را در انقلابهاى «فرانسه» و «آمريكا» انكار مىكردند يا نفوذ سياسى، فرهنگى و اقتصادى آن را در مراكز قدرت منكر مىشدند.
تا ساليان دراز، حضور اعضاى لژهاى مختلف ماسونى در نهادهاى قدرت دوران قاجار و پهلوى تكذيب مىشد و اصلًا وجود چنان تشكيلاتى را افسانه جلوه مىدادند؛ امّا مسائل مختلف و افشاگرى برخى روحانيون و نويسندگان مبارز در سطح داخل و خارج، باعث برافتادن پردههاى راز و رمز اين تشكيلات مخوف در همان سالها گرديد.
تشكيلات فراماسونرى، معمولًا در شرايطى كه به تدريج پرده از رازهايش بر مىافتد، شروع به پوست اندازى و نو به نو شدن مىنمايد و خود طى برنامههايى سيستماتيك شروع به افشاگرى عليه سازمان قبلى كه از حيّض انتفاع افتاده و به اصطلاح ديگر سوخته به حساب مىآيد، مىكند. اين مسئله در طى دهه ١٣٤٠ ش. مقارن با دهه ٦٠ م. نيز اتّفاق افتاد. در طى اين سالها ناگهان سه جلد كتاب توسط اسماعيل رايين درباره تشكيلات فراماسونرى ايران و لژهاى مختلف و اعضاى آن، با عنوان «فراموشخانه و فراماسونرى در ايران» به چاپ رسيد. اين اتّفاق كه براى نخستين بار در ايران رخ مىداد، آن هم در شرايطى كه مراكز سياسى و اقتصادى و فرهنگى كشور در تيول تشكيلات فراماسونرى بود، رويداد حيرت آورى مىنماياند.
امّا بعداً مشخّص شد كه در آن سالها، تشكيلات فراماسونرى در ايران، مشغول به اصطلاح پوست اندازى بوده و لژهاى مختلف را در يك سازمان بزرگ با عنوان «لژ بزرگ ايران» متشكّل مىكرده كه در رأس آن شريف امامى (يكى از معدود ماسونهاى درجه ٣٣) حضور داشته است. سالها بعد كه خاطرات اسدالله علم (وزير دربار شاه) انتشار يافت، روشن شد كه اساساً هزينه و امكانات انتشار كتابهاى سه جلدى اسماعيل رايين، توسط ساواك تأمين شده بوده است.
در آن سه جلد كتاب، اگرچه به درستى سازماندهى، چارتر تشكيلاتى و چگونگى عضويت و اسامى بسيارى از ماسونهاى ايران چاپ شده بود؛ امّا از عملكرد سياسى، اقتصادى و فرهنگيشان و همچنين تأثير در تصميمگيرىهاى مراكز قدرت رژيم شاه سخنى به ميان نيامده بود. علاوه برآن، درباره تشكيلات جديد، يعنى «لژ بزرگ ايران» نيز مطلبى درج نشده بود؛ ضمن اينكه قدرت اين تشكيلات به رخ مردم كشيده شد و به نوعى رعب و وحشت در دل مردم، به خصوص طبقه به اصطلاح روشنفكر و شبه روشنفكر ايجاد گرديد.
در طى سالهاى پس از پيروزى انقلاب اسلامى، خيلىها به دنبال همان تشكيلات و سازمانى بودند كه با چارتر مشخّص در كتاب رايين افشا شده بود؛ در حالى كه سالها پيش از آن افشاگرى، كلّ تشكيلات به لحاظ سازماندهى و ارتباطات، اساساً تغيير كرده بود!
سومين مثالى كه مىتوان درباره خودافشاگرىهاى تشكيلات فراماسونرى ارائه نمود، موجى است كه از اوايل هزاره سوم و پس از علنى شدن جريان آخرالزّمانگراى صليبى، صهيونى، در جهان به راه افتاد و تعداد زيادى مقاله و كتاب در اين باره به