لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٦٠١ - زيارة اخرى لأمير المؤمنين صلوات الله عليه
ظاهرى نبوت منقطع شد و بر در حجره كه حضرت امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه بودند ايستاد
و حمك اللَّه يا ابا الحسن كنت اوّل القوم اسلاما
را گفتند تا
و لا اضلّنا بعدك
و همه خاموش بودند تا كلامش تمام شد و او مىگريست و صحابه و اهل بيت همه مىگريستند از گفته او پس ناگاه ناپديد شد دانستند كه خضر بود چنانكه ديدهام و از مشايخ شنيدهام و زيارت بسيار هست كه متضمن اين زيارت و مدح هست و ظاهر نيست كه محدثين اين زيادتى را سابقا و لا حقا افزودهاند به اعتبار آن كه زيادتيها نيز در روايات ديگر وارد شده است چون زيادتيها مختلف است باختلاف بسيار و ممكن است كه تاليف حضرات ائمه هدى باشد صلوات اللَّه عليهم بعنوان مختلف، و مزار ابن طاوس زيادتيهاى بسيار دارد و هم چنين مزارات ديگر.
و ترجمهاش اينست كه سلام الهى بر تو باد يعنى از حق سبحانه و تعالى طلب مىكنم كه ترا به سلامت دارد از هر صفتى از صفات بد و از هر فعلى از افعال قبيح و از هر آفتى از آفات صورى و معنوى و به ازاء هر چه قبيح و ناخوش است از افعال و صفات و بلاها به رحمت خود از صفات حسنه و افعال جميله و رحمتهاى متواتره و فيوض قدسيه و مواهب قدوسيه عطا فرمايد در دنيا و عقبى و اين معنى اصل سلامى است كه با يكديگر مىكنيم، و نسبت به امثال معصومين سلام اللَّه عليهم كه كنند سلامت شرع و دين و شيعيان ايشان مراد است و نسبت به ايشان كمالى نمانده است كه حق سبحانه و تعالى احسان نكرده باشد به ايشان و ليكن از جهة ايشان طلب نمودن از جهة خود طلبيدنست زيرا كه عبادتيست كه بنده به جا مىآورد و مستحق ثواب مىشود و معنى آن را حواله به خداى تعالى مىكند او مىداند كه چه چيز مىتوان كرد مىكند.