لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٤٨٤ - باب تحريم المدينة و فضلها
محتمل است كه حضرت فرموده باشند كه مردمان كه مىگويند صيد حرام است دروغ نمىگويند كه صيد حرامست، و ليكن نمىدانند كه ميان دو حره حرامست نه در ميان دو كوه و تا تقيه نباشد چنين سخن نمىگويند
(و لمّا دخل رسول اللَّه ٦ المدينة قال اللّهُمَّ حبّب إلينا المدينة كما حبّبت إلينا مكّة او اشدّ و بارك فى صاعها و مدّها و انقل حمّاها و وباها إلى الجحفة)
و بطرق متكثره منقولست كه چون حضرت سيد المرسلين صلوات اللَّه عليه و آله داخل شدند در مدينه مشرفه دعا كردند كه خداوندا چنانكه مكه معظمه را محبوب ما كرده بودى مدينه مشرفه را نيز محبوب ما گردان يا بيشتر، خداوندا بركت ده در صاع و مدّ آن و تب و طاعون آن را به جحفه فرست چون كافر بودند و بوى خير از ايشان نمىآمد
(و روى انّ الصّادق صلوات اللَّه عليه ذكر الدّجّال فقال لا يبقى منها سهل الّا وطئه الّا مكّة و المدينة فانّ على كلّ نقب من أنقابها ملك يحفظهما من الطّاعون و الدّجّال)
و در موثق كالصحيح منقولست از ابن بكير كه آن حضرت صلوات اللَّه عليه حرف دجّال را فرمودند و فرمودند كه نمىماند زمين هموارى و در تهذيب «منهل» است يعنى جائى كه آب در آنجا باشد يعنى آبادانى نمىماند مگر آن كه وارد مىشود در آنجا مگر در مكه معظمه و مدينه مشرفه كه در هر راه كوهى از راههاى كوههاى هر دو فرشته هست كه حفظ مىكنند اين دو بلده مباركه را از طاعون و از ورود دجال، و در احاديث بسيار وارد است از طرق عامه كه چون دجال كل زمين را طى كند و خواهد كه داخل مدينه شود حضرت صاحب الامر از مكه متوجه مدينه شوند و دجال داخل نشده در