لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٧٩٥ - حق اهل ذمه
گناهى نيست و جايز است خصوصا هر گاه سبب زيادتى طغيان او شود
[حق اهل ملتت كه مسلمانند]
(و امّا حقّ اهل ملّتك اضمار السّلامة لهم و الرّحمة بهم و الرّفق بمسيئهم و تألّفهم و استصلاحهم و شكر محسنهم و كفّ الاذى عنهم و تحبّ لهم ما تحبّ لنفسك و تكره لهم ما تكره لنفسك و ان يكون شيوخهم بمنزلة ابيك و شبابهم بمنزلة اخوتك و عجايزهم بمنزلة أمّك و الصّغار بمنزلة أولادك)
و اما حق اهل ملتت كه مسلمانند آنست كه هميشه سلامتى ايشان را خواهى و بر ايشان مهربان باشى و با بدان ايشان رفق و مدارا كنى و نصيحت كنى و از جهة ايشان دعا كنى تا به راه آيند و ترك بدى كنند با تو و غير تو، و اصلاح كنى فساد ايشان را و با هم الفت دهى، و نيكوكاران را شكر گويى، و آزار خود را از كافه مسلمانان باز دارى و آن چه از جهة خود خواهى همان را از جهة ايشان خواهى و آن چه را از جهة خود نخواهى از جهة ايشان نخواهى، و پيران ايشان را بمنزله پدر خود دانى و جوانان ايشان را بمنزله برادران خود دانى، و پيره زنان ايشان را بمنزله مادر خود دانى، و كودكان ايشان را بمنزله فرزندان خود دانى و آن چه لازم است از رعايت حقوق والدين و اخوان و اولاد با ايشان رعايت كنى بلكه بالاتر چون اخوت ايمانى بالاتر است از اخوت نسبى، و احاديثى كه وارد است در رعايت حقوق اخوان مؤمنين خصوصا پيران ايشان از حد حصر بيرونست و كتاب كفر و ايمان كافى و نور و رحمت برقى و غير آن از كتب صدوق و غيره متكفل آنست بلكه در قرآن مجيد آن مقدار واقع است كه حصر نمىتوان كرد
[حق اهل ذمّه]
(و امّا حقّ الذّمّة ان تقبل منهم ما قبل اللَّه عزّ و جلّ منهم و لا تظلمهم ما وفوا للّه عزّ و جلّ بعهده)