لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٧٦١ - حق حج
با تضرع و زارى به درگاه حق سبحانه و تعالى آمده باشد و عظمت و جلال او را داند پس مىبايد كه دلت را متوجه اقدس او كنى و اعضاء و جوارحت را به آداب و قوانين شرع بدارى و در وقت خواندن قرآن و اذكار دلت متوجّه او باشد و دانى كه چه مىگويى، و به جا آورى نماز را با حدودش كه چهار هزار حدّ است از واجبات و مندوبات و ترك محرّمات و مكروهات و بدانى احكامى را كه متعلق به نماز است و شرايط و اركان آن را، و مجموع اينها چهار هزار مسأله مىشود و جميع حقوق آن را رعايت كنى كه جميع اعضا و جوارح را مشغول نماز گردانى و عمده دل است اگر دل با حق سبحانه و تعالى است هر عضوى به جاى خود ايستاده حركت نمىكند و اگر دل با او نيست هر عضوى به طرفى مىرود و اين معانى مجربست و از پيش گذشت
[حق حج]
(و حقّ الحجّ ان تعلم انّه وفادة إلى ربّك و فرار اليه من ذنوبك و فيه قبول توبتك و قضاء الفرض الّذى أوجبه اللَّه عزّ و جلّ عليك)
و حج بر تو اين حق دارد كه بدانى كه بحج رفتن به درگاه حق سبحانه و تعالى رفتن است چنانكه گذشت در اخبار صحيحه كه حاجيان مهمانان خداوندند كه به درگاه او آمدهاند تا از فضل او بهره يابند، و بدانى كه حج گريختن است به جناب اقدس او از گناهان لا تتناهى چنانكه گذشت در تفسير آيه كريمه فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ كه مراد حج است و هر گاه اكرم الاكرمين فرموده باشد كه از شر گناهان بمن گريزيد پس البته گناهان ايشان را خواهد آمرزيد و توبهات را قبول خواهد كرد و اگر توبه كنى، يا آن كه اصل رفتن بمنزله توبه است و مقبول است بمجرد رفتن، و به جا آورده فرضى را كه حق سبحانه و تعالى بر تو واجب گردانيده است يعنى همين علت كافى است در سببيّت رفتن چه جاى آن كه منافعش بسيار و فوايدش بىشمار است و اشعارى دارد