لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٧٥٥ - حق زبان
دنيوى نيز خلاص شده خواهد بود
[حق زبان]
(و حقّ اللّسان اكرامه عن الخناء و تعويده الخير و ترك الفضول الّتى لا فائدة لها و البرّ بالنّاس و حسن القول فيهم)
و حق زبان بر آدمى آنست كه او را گرامى دارد از فحش و كلمات قبيحه مانند نسبت زنا و لواط به مؤمنان دادن و غيبت كردن و بهتان زدن و سخن چينى كردن و دشنام دادن و گفتن چيزى كه سبب ايذاى مؤمنى باشد و امثال اينها كه لايق آدميان نيست چه جاى صلحا و اتقيا، و عادت فرمودن آن به سخنان خير مثل خواندن و اذكار و ترك نمودن گفتارى كه عبث باشد، و فايده دنيوى و اخروى بر آن مترتب نشود، و به زبان نيكى بخلق خدا كردن و خوبى خوبان را گفتن و افترا نبستن خصوصا بر خدا و رسول و ائمه هدى صلوات اللَّه عليهم كه از كباير است.
مجملا عضوى اشرف از زبان نيست و بدتر از زبان نيست به يك كلمه مسلمان مىشود و نجات ابدى حاصل مىكند، و به يك كلمه كافر مىشود و عذاب سرمدى بهم مىرساند پس أليق به مؤمن آنست كه هميشه به زبان ذكر الهى كند و فرصت ندهد زبان را كه سخن ديگر بگويد، و چون از ذكر ملال به همرساند خاموش باشد كه در حديثست كه اگر سخن گفتن نقره است خاموشى طلاست و زبان صاحبش را سرنگون در آتش مىاندازد، و عمده آفات زبان دروغ است و بنده لذّت ايمان نمىيابد تا ترك نكند دروغ را اگر چه از روى مزاح و خوش طبعى باشد و اگر كسى مراقب زبانش باشد كه بد نگويد به اندك زمانى از مقرّبان خدا مىشود، و مىبايد كه هر چه خواهد بر زبان راند اول انديشه كند كه اين گفتن موافق رضاى الهى هست بگويد و الّا دندانها و لبها را بر هم گذارد و چون آفات زبان بسيار است حق سبحانه و