لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٢٨٣ - گرانى قربانى
فوقّع صلوات اللَّه عليه انظروا الثّمن الاوّل و الثّانى و الثّالث فاجمعوا ثمّ تصدّقوا بمثل ثلثه)
روايت كرده است كلينى در حسن كالصحيح از عبد اللَّه ثقه كه ما در مكّه معظمه بوديم و قربانى گران شد و به يك مثقال طلا خريديم و بدو مثقال تا به هفت اشرفى رسيد ديگر بهم نمىرسيد نه به اندك و نه به بسيار پس توقيعى نوشت يعنى فرمان نوشت و گاه هست كه محض مكتوب مراد است و ظاهرا تصحيف نساخ است مثل تهذيب، و در كافى باين صورت است كه در متن است و به قاف مىتوان خواند به قرينه رقعه بعد از المكارى و به فا اظهر است يعنى هشام مكارى كه به هاشم اشهر است رقعه نوشت و رفع رقعه آنست كه عريضه به خدمت حضرت امام موسى كاظم صلوات اللَّه عليه نوشت و واقعه را عرض نمود پس فرمان حضرت آمد و هاشم اگر چه ضعيف است در اينجا ضرر ندارد چون عبد اللَّه شهادت مىدهد بر خط حضرت صلوات اللَّه عليه كه فرموده بودند كه بهاى اول و دويم و سيم را ملاحظه نماييد و تصديق كنيد بمانند ثلث آن بدان كه اكثر اصحاب باين حديث استدلال نمودهاند كه هر گاه قيمت مختلف باشد پس اگر دو قيمت باشد وسط دو نصف است، و وسط سه ثلث است و وسطه ده عشر است و آن مبلغ را تصدق مىكنند و بنا بر گفته ايشان مراد اين خواهد بود كه اگر اقل مرتبه مجزى در گوسفند بهم رسد و بعضى به سه دينار خرند و بعضى به چهار و بعضى به پنج و چون همه را جمع مىكنيم دوازده مىشود ثلث آن كه چهار است تصدق مىكنند.
و محتمل است كه الف لام عهد باشد و مراد از آن اين سه قيمت باشد كه مذكور است چون راوى گفت كه به قليل و كثير بهم نمىرسد چگونه قيم