درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٢٦ - بر اساس نظام طبع نمىتوان بر نظام شهود احاطه يافت

در عالم برزخ و قيامت و آخرت بطور ثابت و زياده خواهد بود و حال اينكه يوم بمعناى ديگر و دهر ثابت است.

كلمه (تجد) وجدان ذاتى و صورت علمى و عقيدتى و مثالى و شهودى بطور ثابت و غير قابل تبدل است، و خارج از حدود اقتضاء بشرى است زيرا وجدان روح نسبت بامور كلى و يا جزئيه در عالم دنيا قابل تغير و تبدل است و بر اساس اختيار خواهد بود ولى در عالم برزخ و قيامت و آخرت هر آنچه را كه واجد است چه وجدان علمى و عقيدتى و صور عقليه ذاتى قابل تغير و تبدل نخواهد بود و خارج از حدود قدرت و امكان است زيرا نسبت بامور نفسانى نيز قدرت پايان يافته و صورت علمى و ذاتى و شهودى روح خواهد بود.

و از جمله وجدان صورتهاى جزئى بى‌نهايت حركات و خاطرات و اعمال صالحه و طالحه و خصوصيات بيشمار هر يك از آنها است زيرا هر عمل اختيارى و يا غير اختيارى وجود و لوازم و لشخص وجودى خواهند داشت كه زياده بر تصور است و هم آنها جزء و ركن و قوام عمل بلكه حقيقت عمل و حسن و قبح عمل و همه شئون عمل وابسته بآن خصوصيات خواهد بود. از جمله قوام عمل بمكان و زمان و ساير خصوصيات روحى و روانى و خارجى است و وجدان و حضور صورت عمل بطور ابهام كافى نيست بلكه با همه خصوصيات كه صورت گرفته بطور حضور و شهود تجددى بطور دائم و بطور مثال خواهد بود.

٣- كلمه‌ (كُلُّ نَفْسٍ) بطور عموم هر فردى از بشر كه داراى نيروى ادراك و شعور امور جزئيه تا چه رسد بكليات را شامل است و اينكه روح پس از مفارقت از بدن جنبه نفسيت و تعلق خود را بامور جزئيه حفظ و خاطرات و اعمال جوارحى و جانحى را واجد است و از نظر اينكه هم اعمال و كردار و گفتار از درون روح منبعث شده ذاتى و صورت روان خواهد بود و جنبه نفسيت و تعلق روح ببدن و لوازم و تشخصات اعمال ذاتى و براى هميشه تعلق روح ذاتى خواهد بود و هرگز لحظه‌اى جنبه تعلق‌