درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١١٥ - عالم برزخ بطور مثال است

عالم برزخ بطور مثال است‌

از نظر اينكه مفاد كريمه‌ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً آنست كه روح و روان در اثر نيروى خيال و احاطه بر امور جزئيه و افعال و حركات اختيارى و جوهرى، پس از مفارقت روح از بدن عنصرى كه در عالم برزخ بوجودات مثالى تمثل يافته و بطور شهود ذاتى بر آنها احاطه حضورى و مثالى دارد و پيوسته از مشاهده آنها مسرور بوده و لذت ميبرده، در عالم قيامت نيز روح در اثر احاطه بر امور جزئيه و شئون وجودى خود و حضور مثالهاى آنها بصورت نعمت و تجسم عمل آنها جنبه نفسيت و تعلق روح محال است زوال بپذيرد و روح در عالم قيامت تجرد كامل بيابد و از شئون وجودى و امور جزئيه كه صورت مثالى و خيالى ذات و صورت روح و روان است محروم و بى‌بهره گردد.

در نتيجه نيز از لذت سرور صورتهاى مثالى و حركات جوهرى كه پايه سعادت خود را بر آنها نهاده است بى‌بهره گردد با اينكه عالم قيامت عالم جزاء و پاداش حقيقى و ابدى زياده بر عالم برزخ است، اين شاهد و دليل است بر اينكه روح در عالم قيامت محال است جنبه تعلق و نفست خود را نسبت به وجودات مثالى و حقايق و مظاهر آنها از دست بدهد و تجرد كامل بيابد.

با توجه باينكه افعال اختيارى بشر و صفات و فضائل و يا رذائل خلقى از شئون ذات و صورت روح و روان انسانى است و همه امور جزئيه هستند كه مقرون و توأم با زمان و مكان و خصوصيات بيشمار بوده و برحسب مفاد كريمه همه آنها