سياست و مهدويت - بهروز لک، غلامرضا - الصفحة ٨٦
فاضله مىدانند. در اين ميان، توجه به اشتراكات اين مكاتب فكرى با آموزه منجىگرايى اديان، پراهميت است.
چنانكه گذشت، در دوران مدرن نيز انديشمندانى چون كانت، بر زندگى اخلاقى تأكيد مىكردند و جامعه آينده را بر اساس آن به تصوير مىكشيدند.
در اديان آسمانى هم اعتقاد به ظهور منجى موعود، نويدبخش جامعهاى آرمانى بر اساس الگوهاى دينى است. آموزه مهدويت اسلامى هم كه تمامى مسلمانان جهان در آن اشتراك دارند، به چنين جامعهاى فرا مىخواند.
بر اساس چنين آموزه مشتركى، مىتوان به نوعى همفكرى و همكارى بين اديان و بهويژه مسلمانان دعوت كرد تا بر اساس الگوى مدينه فاضله عصر موعود، زندگى امروزى خود را نيز سامان دهند. بنابراين، مىتوان ديدگاههايى را نقد كرد كه به نوعى به تفكيك عرصه دين از سياست را دامن مىزنند و جوامع اسلامى را به احياى نظام اسلامى فرا مىخوانند.