سياست و مهدويت - بهروز لک، غلامرضا - الصفحة ٨٢
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم يكسان است و مهدى ناميده مىشود كه زمامدارى مسلمانان را بر عهده مىگيرد و عيسى بن مريم عليهما السّلام پشت سر او نماز مىگزارد. اين خبر در احاديث متواتر از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مورد قبول تمام امت واقع گشته و اعتقاد بر حجيت آن جز از سوى افرادى شاذ محرز و قطعى گرديده است. (خسرو شاهى، ١٣٧٤).
در بحث حاضر، به ذكر تفصيلى روايات اهل سنت يا شيعيان درباره آينده تاريخ و ظهور مهدى موعود عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف نيازى نيست و تنها مىتوان به گزارش كلى اشاره شده درباره ظهور تمسك جست. آنچه اهميت اساسى دارد، بحث درباره نسبت زندگى سياسى امروز در جهان اسلام با اعتقاد به آينده و مهدويت است.
در نگاهى كلان و بر اساس ديدگاههاى مسلمانان به آينده، مىتوان نتايج مشترك اعتقادى مسلمانان را درباره آينده شناسايى كرد. اعتقاد به تحقق حكومت جهانى اسلامى به رهبرى حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف از سلاله پاك پيامبر گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم، يكى از اين مسلمات است. چنين حكومتى بر محوريت رهبرى دينى استوار است، رهبرى دينى در آن نقش اساسى دارد و مبناى اين حكومت هم قوانين شرعى خواهد بود.
حال آنچه در اين سطح مطرح مىشود، نسبت ديدگاههاى موجود در جهان اسلام (تمامى مذاهب اسلامى) با آينده جهان و اعتقاد به مهدويت است. نظريات موجود در جهان اسلام را مىتوان بر دو گروه كلان تقسيم كرد: گروهى به حكومت دينى و ضرورت تشكيل آن معتقدند كه بر اساس آن، حركتها و جنبشهاى اسلامى متعددى شكل گرفته است. چنين جريانى ريشه در سنت گذشته اسلامى دارد و درصدد احياى آن سنت است. اما گروه ديگر، بر جدايى دين از سياست و تأسيس دولت عرفى جديد تأكيد مىكنند.
اين گروه عمدتا از آموزههاى غرب مدرن متأثرند و با الهام از آموزههاى عصر