سياست و مهدويت - بهروز لک، غلامرضا - الصفحة ٦٥
گرفتن تقوا و ايمان امت واحد اسلامى را شكل داد و تمايزات منطقهاى قومى در حاشيه قرار داشت. چنين امتى مايه فخر خدا و رسول او بود. إِنَّ هذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ أَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ (سوره انبياء، آيه ٩٢)
اما نكتهاى كه در ساختار هويت اسلامى برجسته است و سفارش پيامبر گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را در پى داشت، توصيه به همراهى قرآن و عترت در كانون هويت اسلامى است. خلفا پس از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سعى كردند قلمرو اسلامى را تجلى دهند، اما واقعيت اين است كه نهاد خلافت نتوانست بازتاب و جامع دو عنصر اصلى هويت اسلامى يعنى كتاب و عترت باشد. در نتيجه با جدايى آن دو، هويت اسلامى نيز دستخوش بحرانها و ناخالصىهايى گرديد كه سرآغاز آن به نخستين روزهاى رحلت پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم برمىگشت.
برخلاف جهان غالب سنّى كه كانون هويت اسلامى را پس از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در نهاد خلافت و شريعت يا سنت او مىجست، (نك: بابى سعيد، ١٣٧٩:
٦٨- ٦٤). شيعه بر عمل به توصيه پيامبر گرامى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اصرار مىورزيد و هويت اسلامى را در قرآن و عترت جستوجو مىكرد. حديث شريف نبوى در تأكيد بر شناخت امام زمان را بايد در اين جهت توضيح داد. به دليل اين كه اهل بيت عليهم السّلام در حديث ثقلين عدل قرآن شمرده شدهاند، امام نيز كسى جز همان عترت نيست. حديث ضرورت معرفت امام در كتب فريقين نقل شده است.
طبق اين حديث پيامبر گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمودند:
من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية. (النعمانى، بى- تا: ١٢٩)
هرآن كه از دنيا برود و امام زمان خود را نشناسد، به مرگ جاهلى مرده است.
چنين تأكيدى بر شناخت امام زمان، تأكيدى بر روايت ثقلين است و