سياست و مهدويت - بهروز لک، غلامرضا - الصفحة ١١٠
شعاير الهى و جلوگيرى از مفاسد، با بيعت با امام عادل و معصوم در زندگى سياسى مشاركت كند.
٤. گسترش زندگى سياسى به عرصه جهانى؛ يكى ديگر از ويژگىهاى توسعه سياسى مهدوى گسترش قلمرو عرصه سياسى به عرصه جهانى است.
دعوت اديان همواره فراگير و جهان شمول بوده است. برخلاف دو سده اخير كه جريانهاى ناسيوناليستى و ملىگرايانه در دنياى غرب، جهان را تحت تأثير گذارده و مردم جهان را همانند موزاييكى به دولت- ملتهاى مختلف تقسيم و جدا نموده، نظام اسلامى ذاتا جهانگير است. نخستين دولت اسلامى نيز قلمرو جغرافيايى محدودى نداشته و قلمرو دولت اسلامى، عقيدتى و بر مرز ايمان و كفر مبتنى بود (نك: عميد زنجانى، ١٣٧٣). از اينرو تنها يك دولت فراگير اسلامى در نظريه سياسى اسلام تصور پذير است. اما به مرور زمان با اختلافات ميان فرق و مذاهب مختلف در عمل دولت واحد اسلامى تجزيه شد و حاكميتهاى متكثر و نظامهاى سياسى متعدد در جهان اسلام پديد آمد. با شكست خلافت عثمانى، دنياى استعمارى جهان اسلام را با شعارهاى پوچ و ضد اسلامى ملىگرايى تجزيه كرد و جهان اسلام وحدت سياسى خود را بيشتر از دست داد و به بحرانهاى متعددى گرفتار شد.
اما چنان كه در نگرشهاى منجىگرايانه اديان آمده، دولت آخر الزمان دولتى جهانى خواهد بود. مردم جهان با پذيرش اسلام ديگر هيچ مرزى نخواهد داشت. از اينرو، گستره توسعه سياسى نيز به مرزهاى ملى محدود نبوده و انسانها دغدغههاى مشتركى داشتهاند و در مصائب و ناملايمات در كنار هم خواهند بود. زندگى سياسى، ديگر به كسب منافع جمعى- گروهى نمىگرايد، بلكه براى بشريت و صلاح تمامى انسانها خواهد بود. در اين باره روايات متعددى بر قلمرو جهانى حكومت مهدوى دلالت دارند.
٥. توسعه سياسى بر اساس قانونمندى الهى؛ قانونمندى جامعه از