سياست و مهدويت - بهروز لک، غلامرضا - الصفحة ١٩٦
نشان دهند، اما نهايتا شكست مىخورند و در آخر منجى نهايى ظهور مىكند؟
اهميت منجىگرايى يا نقش اديان در فضاى جهانى شدن، از منظر ديگر هم توضيح مىپذيرد. واقعيت اين است كه اديان از قدرتى برخوردارند كه بعضى به آن" قدرت انگاره پردازى" يا" قدرت معناپردازى") lanoitaedI rewop (مىگويند؛ قدرتى كه مىتواند به انسان و زندگى او معنا ببخشد. از اين جهت، اديان داراى قدرتى هستند كه مكاتب ديگر فاقد آناند. اديان با ايجاد آرامش و طمأنينه در انسان اين نياز انسان را به خوبى تأمين مىكنند أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ (سوره رعد، آيه ٢٨). ولى در ديگر مكاتب كه بر اساس سود و زيان اين جهانى عمل مىكنند، چنين خصوصيتى وجود ندارد. البته منجىگرايى هم اقسام مختلفى دارد. براى نمونه، منجىگرايى يهود مىگويد: مسيح براى اولين بار خواهد آمد. مسيحيان مىگويند: مسيح براى دومين بار خواهد آمد، و ما مسلمانان مىگوييم: حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف براى تمامى جهانيان ظهور خواهد كرد. منجىگرايىاى كه ما باور داريم، چه نسبتى با ديگر منجىگرايىهاى دارد؟
نكته اين است كه منجىگرايى بين همه اديان مشترك است. يعنى همه معتقدند كه سرانجام يك منجى الهى ظهور خواهد كرد و مشكل انسان را حل مىكند. اما واقعا كدام منجى؟ آيا واقعا منجى مسيحى آن قدرت را دارد، يا منجى اسلامى؟ شايد اين تعبيرى كه ما در روايات اسلامى داريم، يا تدبيرى كه مسيح عليه السّلام به مهدى موعود عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف اقتدا مىكند، خود سرّى باشد كه همه منجىگرايان را در آخر الزمان به گرد يك منجى واحد جهانى جمع مىكند.
جهانى شدن در روزگار ما بحرانها و چالشهايى ايجاد كرده كه نمونه بارز آن را مىتوان در بحران معنا شناسايى و مشاهده كرد. چه چيزى مىتواند بحران معناى انسان را حل كند و انسان را به آن طمأنينه و آرامش لازم