سياست و مهدويت - بهروز لک، غلامرضا - الصفحة ٧٢
تغيير نيافته و پايدار انسان در طول قرنها و از مسلمات اعتقادى اديان آسمانى است. به رغم اختلافها، تشكيكها و ترديدهايى كه در طول تاريخ در باب آموزههاى دينى صورت گرفته، چنين اعتقادى از جمله اعتقادات ترديد ناپذير دينى باقى مانده است. با فرض انسجام درونى ديدگاههاى دينى، چنين ويژگىاى مىتواند به گونهاى در بازسازى و تأييد ديگر آموزههاى دينى مورد ترديد مفيد واقع شود.
مسئله مهم اين است كه آموزه نجات و منجىگرايى كه آرمان مشترك بشرى به شمار مىرود، تا چه ميزان مىتواند در تنظيم زندگى امروز جوامع به كار آيد؟ آيا مىتوان با استعانت از اين آموزه ابهامات موجود در چگونگى تنظيم زندگى سياسى امروزى را نيز بررسيد؟ آيا مىتوان با تمسك به آن، نوعى همگرايى و وحدت عمل و نظر را بين پيروان اديان آسمانى در عصر پيش از تحقق مدينه فاضله جستوجو كرد؟ آيا مىتوان با همكيشان مسلمان خود كه در برخى ابعاد زندگى سياسى- اجتماعى اختلاف نظر داريم، بر اساس تأمل مشترك در اين آموزهها به اشتراك بيشتر و مطمئنترى دست يافت؟
دغدغه و مسئله اصلى در اين بحث، قابليت و چگونگى كاربرد آينده شناسى در زندگى سياسى حال است. با توجه به چشمانداز اجمالى آينده كه بر اساس اصول و آموزههاى دينى ترسيم مىشود، ويژگىهاى كلان زندگى آينده بشرى بر اساس آموزه مهدويت و ظهور منجى موعود تا حدودى روشن است. البته ابهامات و اختلاف نظرهايى در چگونگى عصر ظهور و مدينه فاضله مورد نظر اديان وجود دارد، اما مىتوان ويژگىهاى كلان زندگى آينده را با استعانت از مسلمات اعتقادى اديان و اصول كلامى- فلسفى استخراج كرد. با تمسك به اين ديدگاههاى مشترك و بازتابانيدن آنها بر وضعيت عصر حاضر، مىتوان به تفاهم در چگونگى تنظيم زندگى سياسى امروز خود دست يافت.