سياست و مهدويت - بهروز لک، غلامرضا - الصفحة ١٠٢
گسترده توسعه سياسى، پيشرفتهتر از برخى جوامع امروزى باشند.
ج) پرهيز از نگرشهاى كلان و تمركز بر مطالعات موردى؛ اين نظريهها سعى مىكنند با تمركز بر مطالعات موردى، از نگرشهاى كلان مكتب نوسازى كلاسيك دور شوند. از اينرو نظريهپردازانى چون هانتينگتون، اپتر و آيزنشتات، بنديكس و ركان سعى نمودند الگوهايى را با مطالعه موردى كشورهاى در حال توسعه ارائه دهند.
د) نفى ناسازگارى جامعه سنتى و مدرن؛ از اين منظر نيز اين نظريهپردازان تلاش كردند با برجستهسازى برخى از ويژگىهاى جوامع سنتى كه مىتواند در جهت توسعه و تحول جهان سوم قرار گيرد، اين سازگارى را نشان دهند. در بسيارى موارد، آموزههاى سنتى مىتوانند مستقيما در خدمت توسعه سياسى باشند.
نقد نظريه توسعه سياسى در غرب بر اساس مبانى اسلامى
براى رسيدن به الگوى توسعه سياسى اسلامى، بايد ابتدا به نقد نظريه توسعه سياسى غربى پرداخت كه نگرشى مسلط است. از اين منظر ضرورت دارد كه به ناسازگارىهاى اين نظريه با مبانى اسلامى توجه شود. سپس براى ارائه الگوى توسعه سياسى بر اساس مبانى اسلامى تلاش شود.
بر نظريه توسعه سياسى غربى نقدهاى زير را مىتوان مطرح نمود:
١. انسان محورى و نگاه ناقص به جهان هستى و انسان؛ مهمترين نقد نظريه سياسى غربى نگرش انسان محورانه افراطى به توسعه سياسى است.
غرب مدرن- چنان كه گذشت- خود را بر اومانيسم بنا نهاد و از اين منظر سعى كرد انسان را محور تمامى امور قرار دهد. بدون ترديد، انسان خود بخشى از جهان خلقت است و بىتوجهى به اين امر، موجب ناكامى در نيل به نظريه سياسى مناسب در توسعه مىگردد. از نگاه اسلامى، انسان مخلوق خداوند و