سياست و مهدويت - بهروز لک، غلامرضا - الصفحة ٦٣
تاريخ بشرى است، و اديان، مكاتب و متفكران بسيارى درصدد پاسخ بدان برآمدهاند. هويت دربردارنده دو بعد متناقض نماست؛ بعد همسانى و بعد تمايز. بعد اول، بيانگر مفهوم تشابه مطلق است: تشابه دو چيز با هم. بعد دوم به مفهوم تمايز است كه با مرور زمان، سازگارى و تداوم را فرض مىگيرد. به اين ترتيب، به مفهوم شباهت از دو زاويه مختلف راه مىيابد و مفهوم هويت به طور همزمان ميان افراد يا اشيا دو نسبت محتمل برقرار مى- سازد: از يك طرف شباهت و از طرف ديگر تفاوت (جنكينز، ١٣٨١: ٥).
تعاريف مختلفى از هويت در جامعهشناسى ارائه شده است. مانوئل كاستلز مىگويد:
هويت سرچشمه معنا و تجربه براى مردم است ... برداشت من از هويت- در صورتى كه سخن از كنشگران اجتماعى باشد- عبارت است از فرايند معناسازى بر اساس يك ويژگى فرهنگى يا مجموعه به هم پيوستهاى از ويژگىهاى فرهنگى كه بر منابع معنايى ديگر اولويت داده مىشود (كاستلز، ١٣٨٠، ج ٢: ص ٢٢).
تاجفل، هويت اجتماعى را با عضويت گروهى پيوند مىزند و آن را متشكل از سه عنصر مىداند: عنصر شناختى (آگاهى از اين كه فرد به يك گروه تعلق دارد)، عنصر ارزشى (فرضياتى درباره پيامدهاى ارزشى مثبت يا منفى عضويت گروهى) و عنصر احساسى (احساسات نسبت به گروه و نسبت به افراد ديگرى كه رابطهاى خاص با آن گروه دارند). بر اين اساس، هويت اجتماعى از ديدگاه تاجفل عبارت است از:
آن بخش از برداشت يك فرد از خود كه از آگاهى او نسبت به عضويت در گروه (گروههاى) اجتماعى همراه با اهميت ارزشى و احساسى منضم به آن عضويت سرچشمه مىگيرد (به نقل از: گل محمدى، ١٣٨١: ٢٢٢).
هويت با معنايى كه شخص براى زندگى خود مىيابد، پيوند مستقيمى دارد. شايد بتوان اين نكته را با اصطلاح واژگان نهايى) lanif