سياست و مهدويت - بهروز لک، غلامرضا - الصفحة ١٤٨
گفتمانهاى موجود است. اين تنها [گونه] جهانى شدن نيست كه به عنوان يك واقعيت لايتغير زندگى مطرح شده، [بلكه] فرايندى از جهانى شدن به شيوه نئوليبرالى بر مبانى سياستهاى نهادها و سازمانهايى چون گات، بانك جهانى و صندوق بينالمللى پول اعمال شده است (٢٠٧: ٢٠٠١،hcuolcriaF (.
بر اين اساس، جهانى شدن طبق نوع مفصلبندى درونى آن كه خود ناشى از چگونگى تعامل گفتمانهاى موجود و متخاصم است، گونههاى متفاوتى مىيابد. در عمل ما به جاى يك جهانى شدن با ايدئولوژىهاى مختلف جهانى شدن مواجه هستيم (برگر و هانتينگتون، ٢٠٠٢؛٢٠٠١ ,trepuR (.
بدينسان، جهانى شدن در مطالعات صورت گرفته، امر واحدى تلقى نشده است. هر كسى از منظر و ذهنيت خويش به بررسى آن پرداخته است و از اين جهت تعريف واحدى از آن امكان پذير نيست. اما با اين حال، مىتوان ويژگى مشتركى را در بين قرائتهاى مختلف از آن يافت. جهانى شدن در هر قرائت و ديدگاهى، وضعيتى دارد كه انسانها بر اثر رشد تكنولوژىهاى ارتباطى شرايط جديدى را تجربه مىكنند كه متمايز از تجربه زندگى گذشته است.
تكنولوژىهاى ارتباطى، سبب شده كه آگاهى فشردهاى از وضعيت، محيط و كليت زندگى انسانها و انباشتى از اطلاعات پيشاروى آنان قرار گيرد. انسانى كه در طول قرنها تلاش كرده از همه امور مطلع شود، اينك با كمتر شدن موانع با انبوه دادهها مواجه گشته است. اگر زمانى شرق و غرب مثالى از كرانهها و افقهاى دوردست بود، هماكنون فاصله، معناى خود را از دست داده و انسان به مدد تكنولوژىهاى ساخته فكر و مهارتش بر آنها تسلط يافته است. همراه با اين آگاهىها از محيط، آگاهىهاى او از كليت جهان هستى نيز فزونى يافته است. اگر او روزگارى از فهم وقايع اطراف خويش عاجز بود و دست به دامان امور ماورايى و عوامل فراطبيعى مىشد، در عصر گسترش