سياست و مهدويت - بهروز لک، غلامرضا - الصفحة ١٣٨
نگرش اسلامى نيز چنين نقدى به دنياى جديد به صورت جدى مطرح است.
همانطور كه در عصر حاضر با پديده جهانى شدن، عرصه بازگشت اديان به عرصه سياست فراهم آمده و ناكارآمدى ايدئولوژىهاى مبتنى بر سكولاريسم روشن شده است، حكومت جهانى ناگزير بايد به عنصر دين توجه كند كه به طور فراگيرى هويت بخش است. حكومت جهانى مهدوى، به دليل پايهريزى بر نگرش دينى- الهى به زندگى سياسى- اجتماعى، چنين خصلتى را داراست.
د) تكامل فكرى بشر و رشد آگاهى انسانها؛ به رغم وجود انحرافات فكرى در ادوار مختلف تاريخى، در طول تاريخ، شناخت انسانها از جهان اطراف خويش تكامل يافته و همواره سير تفكر بشرى در جهت تسخير عرصههاى ناشناخته جديدى حركت كرده است. هرچند عصر ما به آفات و انحرافات فكرى دچار بوده، نسبت به گذشته، فرصت شناخت بيشترى از جهان در آن فراهم بوده است. رشد و پيشرفت علوم با كشف عرصههاى جديد دانش، در بسيارى از موارد آموزههاى اعتقادى- دينى را تأييد مىكند و انسانها از طريق سير آفاقى، به عرصههاى جديدترى از عظمت خلقت الهى دست مىيابند.
دانش بشرى افقهاى بسيار گسترده و عظيمى را فتح نموده است؛ چنانكه در روايات «ملاحم» آمده، علم در عصر ظهور حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف پيشرفت شگرفى خواهد داشت و فهم و آگاهى انسانها نيز فزونى خواهد يافت. در روايتى تأكيد شده هنگامى كه آن حضرت ظهور كند، دست خويش را بر سر انسانها مىنهد و فهم و آگاهى آنها را كامل مىكند. در حديث ديگرى امام صادق عليهم السّلام مىفرمايند:
علم بيست و هفت قسم است كه مردمان تنها به دو جزء آن پى بردهاند، و در زمان ظهور حضرت قائم عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف، بيست و پنج جز ديگر نيز به دست