سياست و مهدويت - بهروز لک، غلامرضا - الصفحة ١٠٠
يافت.
٢. تقسيم جوامع به دو طيف سنتى و مدرن بر اساس سير تحول تكاملى جوامع؛ جامعه سنتى مظهر و تجلى يك جامعه تكامل نيافته و جامعه مدرن يك جامعه تكامل يافته است. از نگاه مكتب نوسازى، ويژگىهاى جامعه سنتى تبلور يك جامعه نافرهيخته، عقب مانده، استبدادى، داراى ارزشهاى غير عقلانى و آلوده به خرافات و ارزشهاى غير عقلانى است. در مقابل، جامعه نوگرا داراى ويژگىهاى جامعه دموكراتيك، خردگرايى، فردگرايى، جدايى دين از سياست، علمگرايى و شايسته سالارى است.
٣. زوال جامعه سنتى در فرايند توسعه و جاىگزينى آموزههاى مدرن؛ چنين تقابلى بين سنت و مدرن جدى بوده و اين دو جامعه جمعپذير به نظر نمىرسند. در نتيجه، نيل به توسعه و نوسازى مستلزم حذف سنت است و امكان همنشينى دنياى سنتى با دنياى مدرن وجود ندارد. در فرايند توسعه ويژگىهاى دنياگرايى، عرفىگرايى و شايسته سالارى دنياى مدرن جاىگزين آخرتگرايى، ما بعد الطبيعه گرايى، خرافه پرستى، ادغام دين و سياست و روابط مبتنى بر خويشاوندى و اصل و نسب خواهد شد.
٤. ناسازگارى مذهب با توسعه از نگرش مكتب نوسازى؛ از اينرو، با حذف مذهب از زندگى جمعى و تفكيك دين از سياست، سعى مىشود دنياى جديد بر اساس بنيادى غير مذهبى بنا شود. آنها با غير عقلانى و خرافى دانستن پندارهاى مذهبى، آن را مهمترين عامل مؤثر بر نظام ارزشى و فرهنگى جوامع سنتى تلقى مىكنند. در نتيجه، مبارزه با پندارها و ارزشهاى مذهبى، مقدمه استحاله جوامع سنتى قرار مىگيرد.
٥. توسعه و تحول در عرصه اقتصادى پيش شرط نيل به توسعه سياسى؛ نظريهپردازان مكتب نوسازى كلاسيك سعى مىكردند با تمركز بر ابعاد اقتصادى توسعه، پيش شرطهاى اقتصادى توسعه را مطالعه كنند. پديده-