سياست و مهدويت - بهروز لک، غلامرضا - الصفحة ٧٦
بر اساس ديدگاه كانت، سرانجام بشر به مدينه فاضله خود نايل مىشود.
مدينه فاضله او كه همان تحقق كامل جامعه مدنى است، با ديدگاه اديان در وجوهى اشتراك دارد. عمدهترين وجوه اشتراك را مىتوان در دو ويژگى" اخلاقى بودن" اين مدينه و" تحقق عدالت" در آن دانست. برخلاف ديگر نظريههاى مدرن كه دغدغه اخلاقى بودن و فضيلت ندارند، كانت خير اخلاقى و فضيلت را در كانون نظريه سياسى خود قرار مىدهد) ١٩٧٠ ,sseiR ؛ همچنين: جمالى و منوچهرى، ١٣٨٠). بديهى است كه دو ويژگى فوق، از مهمترين ويژگىهاى جامعه آرمانى مورد نظر اديان به شمار مىرود و مىتوان آنها را از وجوه بارز اشتراك بين ديدگاههاى آيندهنگر كانت و اديان دانست. البته تفاوتهاى اساسى نيز بين ديدگاه كانت و اديان و به ويژه در خود اين ويژگىها وجود دارد. تفسير كانت از ايندو مفهوم و مبانى آن، با ديدگاه اديان تفاوت جدى دارد. در اشاره به بنيادىترين وجه تمايز بايد گفت، در حالى كه از نظر اديان نيل به چنين جامعهاى بر اساس رهنمودهاى منجى آسمانى صورت مىپذيرد، كانت آنها را محصول كمال عقل بشرى و به تعبير دقيقتر محصول بلوغ عقلى انسان مىداند كه مظهر تام روشنگرى نيز به شمار مىرود. كانت خود بر پيوند روشنگرى با بلوغ آدمى تصريح كرده است (كانت، ١٣٧٠).
در ديدگاه كانت، زندگى امروز شكل ناقصى از وضعيت آينده است. از اين رو، آينده برايند سير تكاملى وضعيت انسان مدرن است كه با گذر از فرايند روشنگرى به بلوغ نهايى خود مىرسد. در فلسفه كانت، ارتباط وثيقى بين حال و آينده وجود دارد و مىتوان وضع مطلوب حال را در چهره آينده نگريست. بر اساس نگرش كانت، حدّ وسط ماهوى بين اين دو دوره وجود ندارد و هردو زمان بايد به لحاظ ويژگىها و ماهيت خود، بر خير اخلاقى مبتنى باشند. تنها وجه تمايز آنها ميزان نيل به مقصود اصلى بوده است. چنين