سياست و مهدويت - بهروز لک، غلامرضا - الصفحة ١٩
آگوستين مطرح مىكند، دولت در استخدام كليساست كه بنابر آن، كليسا همانند سر مىشود و دولت همانند بدن. در سنت اسلامى نيز نگرش به سياست، براى زمينهسازى سعادت و فضيلت است. اين بحث در متون اسلامى، برجسته مىنمايد و در مباحث انديشمندان مسلمانى چون فارابى نيز به خوبى برتابيده است.
نگرشهاى كلاسيك بيشتر فضيلتگرا و فضيلت مدارند، اما اين روىكرد به سياست در دوران مدرن تغيير مىيابد. روىكرد به سياست در دوران مدرن، نه براى به دست آوردن فضيلت كه براى به دست آوردن آزادى است. در واقع، آزادى غايت سياست است، و فضيلت امرى شخصى به شمار مىرود كه هركس به شيوه خاصى كه مىخواهد آن را دنبال مىكند. از منظرى ديگر، اگر ما كانت را برجستهترين فيلسوف مدرن بدانيم، شايد هرگز بحث سعادت و فضيلت را در فلسفه سياسى او نيابيم. كانت مفهوم خير اخلاقى را در سياست مطرح مىكند، اما بر مبناى وظيفهگرايانه يا اخلاق وظيفهگرايانه؛ يعنى دغدغهاش انجام وظيفه است. توقع به دست آوردن غايتى، چه سعادت و يا فضيلت، از فلسفه كانت بهجا نيست. در فلسفه كانت، رسيدن به سعادت هرگز مطرح نيست بلكه رفتار تنها بايد بر اساس وظيفه انجام داده شود؛ يعنى مبناى كانت، اخلاق وظيفهگرايانه است، برعكس فضيلتگرايان كه خير انجام مىشود براى رسيدن به سعادت. انديشمندان مدرن غير از كانت، مثل توماس هابز و جان لاك دغدغهشان آزادى است؛ يعنى چگونه سياست تنظيم شود تا آزادى فرد تأمين گردد.
در نگرشهاى پستمدرن، دغدغه آزادى جاى خود را به دغدغه قدرت و رابطه قدرت مىدهد. اصطلاحى در نزد پستمدرنها مطرح است به نام «امر سياسى») lacitilop eht (. «امر سياسى» عبارت است از نزاع هميشگى و دايمى در عرصه رابطه اجتماعى انسانها. در واقع همواره سياست معطوف به