سياست و مهدويت - بهروز لک، غلامرضا - الصفحة ١٥٠
نتيجه چنين فرايندى آن است كه انسان خود، امور را با ظرفيت عقلش محك زند و در نهايت راز آن را كشف كند. بدون ترديد ايده پيشرفت) ssergorp (نيز امتداد همان عصر روشنگرى است. انسان مدرن با محور قرار دادن امور انسانى بر اساس آموزه اومانيسم و با تفكيك حوزه عمومى از حوزه خصوصى و مقدم داشتن امر سكولار در عرصه زندگى اين جهانى، عقل خودبنياد خويش را در عصر روشنگرى مبنا قرار داد كه در نتيجه آن، افق پيشرفت براى آدمى به طور كامل دست يافتنى مىنمود. از اينرو، به فكر تسخير ناكجاآبادها بر مىآيد. سرانجام ايده پيشرفت، دسترس به جايى است كه روزگارى ناكجاآباد تلقى مىشد. اما اينك به مدد تكنولوژىهاى بشر ساخته، ديگر ناكجاآباد براى انسان معناى خود را از دست داده و از آرمان به واقعيت تبديل گشته است.
بر اين اساس، صبغه چنين وضعيتى را كه جهانى شدن موجود در حال شكل دادن به آن است، مىتوان همان آموزه افسونزدايى از عالم دانست. اگر جهان به سمتى در حال حركت است كه آگاهىهاى فزون يافته جاىگزين مجهولات انسان گردد، در چنين صورتى به ناچار از جهان افسون زدايى مى- شود.
آموزه افسون زدايى در بطن تفكر اومانيستى عصر مدرن قرار داشته است.
انديشمندانى چون دوركيم و ماكس وبر اين ايده را مطرح كردهاند. اومانيسم در غرب با كنار گذاشتن مرحله به مرحله خدا از زندگى اين جهانى، انسان را جاىگزين خدا مىسازد. دوركيم صريحا اعلام مىدارد:
... كمكم مسائل سياسى و اقتصادى و علمى، قلمرو خود را از قلمرو دين جدا كردند ... خدا قبلا در تمام روابط بشر حاضر بود، اما در طول زمان از آن بازپس مىكشد. و به تدريج جهان را به انسان و درگيرىهايش وامىگذارد. حتى اگر بخواهد هم مسلط باشد، تسلطى از راه دور و از بالا است ...) ١٩٦٤ ,miehkruD (.