سياست و مهدويت - بهروز لک، غلامرضا - الصفحة ١١٨
تعابير و باورهايى به رغم تفاوتها، در تأكيد بر ظهور يك منجى براى گشودن راه جديدى فراروى انسان جهت نيل به سعادت ابدى مشترك هستند. از اينرو، مهدويت و منجىگرايى، دغدغه تمامى انسانها و در دورانهاى مختلف تاريخى بوده و در روزگار ما نيز كه انسان معاصر دچار بىعدالتىها و ظلم در عرصه جهانى است، اين مسئله اهميت دارد.
از سوى ديگر، در روزگار ما پديده «جهانى شدن» شكل گرفته است.
وضعيت جهانى شدن با رشد تكنولوژى ارتباطات همراه بوده كه موجب فشردگى زمان و مكان، همجوارى مجازى، كش آمدن مناسبات اجتماعى در طول مكان، كوچك شدن جهان و در نهايت به تعبير مارشال مك لوهان، پيدايش" دهكده جهانى" گشته است. حتى چنين وضعيتى برخى را بر آن داشته كه از «پايان تاريخ» سخن بگويند. به هر حال، به رغم تعابير و تفاسير مختلف از اين پديده، اهميت چنين وضعيتى براى ما از دو جهت مطرح است:
الف) ما خواسته يا ناخواسته تحت تأثير چنين پديدههايى در قرن ٢١ قرار گرفتهايم، و بدين جهت، شناخت ابعاد آن براى تنظيم زندگى ضرورى خواهد بود؛
ب) اهميت ديگر اين پديده، نسبت و ارتباط آن با اعتقاد ديرين ما درباره مهدويت و ظهور منجى موعود عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف است.
در واقع، از باور به حكومت جهانى حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف، چنين پرسشى برمىآيد كه ميان مهدويت و حكومت جهانى مهدوى با پديده جهانى شدن چه ارتباطى وجود دارد. در تعابير عاميانه و گاه در برخى از مباحث علمى نيز، چنين تصور مىشود كه بين پديده جهانى شدن با حكومت جهانى حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف ارتباط و حتى همسانى وجود دارد. از اينرو، نكتهاى كه بايد در آن تأمل شود، پرداختن به نسبت بين اين دو مفهوم است. پرداختن به چنين پرسشى از آن روى اهميت دارد كه برخلاف اشتراك اديان در اعتقاد به