ايران؛ ديروز، امروز، فردا - نصرى، محسن - الصفحة ٣٣
تحفه الهى و هديه غيبى بوده كه از جانب خداوند منان بر اين ملت مظلوم غارتزده عنايت شده است.[١]
گفتار دوم: «ريشههاى اسلامى» انقلاب اسلامى ايران
با توجه به مباحث گذشته و طرح نگرش سيستمى به انقلاب اسلامى ايران، به بررسى مهمترين عنصر و عامل در اين سيستم كه همان «ريشههاى اسلامى» است، مىپردازيم.
نخست با تعريف «سياست» و «ارتباط دين و سياست» زمينه را براى طرح و بررسى برخى از آموزههاى دين اسلام و نيز تأثير اسلام بر انقلاب- بهعنوان نوعى تغيير اجتماعى- فراهم مىآوريم.
الف) مفهوم سياست
واژه «سياست» در مفهوم لغوى به معناى تدبير، اداره كردن، رياست كردن، مجازات و عقوبت است و در مفهوم اصطلاحى نيز به معناى مديريت زندگى اجتماعى انسانها. سياست به مفهوم عام اينگونه تعريف شده است:
اداره و سرپرستى نظرى و عملى مجموعه امور ارتباطى، فرهنگى و اقتصادى در جهت وصول به اهدافى كه رشد اجتماعى را محقق مىسازد.[٢]
همانگونه كه دين را به «حق» و «باطل» تقسيم مىكنيم، «سياست» نيز خود به «حق» و «باطل» بخشبندى مىشود.
ب) ارتباط دين و سياست
اينك با توجه به مفهوم دين و سياست، به اشكال گوناگون و ديدگاههاى متفاوت درخصوص ارتباط دين آسمانى با سياست مىپردازيم. در يك تقسيمبندى مىتوان از چهار نوع رابطه بين دين و سياست نام برد:
[١]. روحالله موسوى خمينى( امام)، آخرين پيام امام( وصيتنامه حضرت امام)، ص ١٧.
[٢]. علىاصغر نصرتى، نظام سياسى اسلام، ص ٢٠.