ايران؛ ديروز، امروز، فردا - نصرى، محسن - الصفحة ١٨٧
معارف پاسخ مىدهد: امر مبارك را اطاعت مىكنم. اين رسم نهتنها برخلاف تمدن است، بلكه برخلاف قانون طبيعت است؛ زيرا كه در دنيا هيچ دو جنس ذكور و اناث در نباتات و حيوانات خلق نشده كه جنس ماده از جنس نر روى خود را پنهان كند![١]
پهلوى و عوامل آنها متأسفانه نكوشيدند عناصر مثبت و سازنده فرهنگ غرب را برگيرند، بلكه تنها عناصر منفى آنان را با تمام توان در ايران گستردند. مخبر السلطنه هدايت كه بيش از شش سال رئيسالوزراى رضاشاه بود، در خاطرات خود چنين مىنويسد:
در اين اوقات [/ سالهاى بعد از تصويب تغيير لباس در دى ماه ١٣٠٧] روزى به شاه عرض كردم: تمدنى كه آوازهاش عالمگير است، دو تمدن است: يكى تظاهرات در بلوارها [و] يكى تمدن ناشى از لابراتورها. تمدنى كه مفيد است و قابلتقليد، تمدن ناشى از لابراتورها و كتابخانههاست. آثارى كه بيشتر ظاهر شد، تمدن بلوارها بود كه به كار لالهزار مىخورد و مردم بىبندوبار خواستار بودند.[٢]
در دوره پهلوى دوم، اين سياست شديدتر و گستردهتر دنبال شد و با «كشف حيا» تلاش كردند- به تعبير محمدرضا شاه- كه با شيوههاى «دموكراتيك»،[٣] حجابزدايى در ايران را پيشبرند. بنابراين با توسعه مراكز فساد و فحشا و فرهنگزدايى از مدارس و دانشگاهها و از سويى بهرهگيرى از فرهنگ مكتوب و الكترونيكى و جشنوارههاى هنرى، به حيازدايى از دختران و زنان ايرانى پرداختند تا خودبهخود «حجابزدايى» تحقق يابد.[٤]
محمدرضا شاه در مصاحبه با اوريانافالاچى، خبرنگار معروف ايتاليايى، ديدگاه خود را درباره «زن» اينگونه بيان مىدارد:
در زندگى يك مرد، زن به حساب نمىآيد، مگر وقتى كه زيبا و دلربا باشد و خصوصيات زنانه خود را حفظ كرده باشد ... شما زنان هرگز يك ميكلآنژ يا يك باخ نداشتهايد، يا حتى يك آشپز بزرگ؛ ... هيچ چيز بزرگى نداشتهايد. راستى شما در طى
[١]. سازمان مدارك فرهنگى انقلاب اسلامى، واقعه كشف حجاب، ص ٢١٥.
[٢]. مهدىقلىخان هدايت، خاطرات و خطرات، ص ٣٨٣.
[٣]. فاطمه استادملك، حجاب و كشف حجاب در ايران، ص ١٧٢.
[٤]. بنگريد به: رسول جعفريان، داستان حجاب در ايران پيش از انقلاب.