ايران؛ ديروز، امروز، فردا - نصرى، محسن - الصفحة ١٢٨
اروپا از قديم با مانعتراشى در برابر ايران به غارت و چپاول و سلطهگرى خود مىپرداخته تا براى ايرانيان پيشرفتى حاصل نگردد. زمانى در دوره قاجاريه سرگور اوزلى، سفير انگليس در ايران به لرد كاسلرى، وزير خارجه انگليس مىنويسد: «بايد ايران در ناتوانى و وحشىگرى بماند.»[١] آنتونى پارسونز، آخرين سفير انگليس در رژيم پهلوى نيز در كتابش اوضاع ايران را در سال ١٩٧٤ (١٣٥٣ ش) اينگونه تشريح كرده است:
ايران يكى از كشورهاى جهانسوم است. بنابراين اولين كارى كه اينجا مىكنيد، اين است كه تا مىتوانيد، كالاهايتان را بفروشيد و فقط در صورتى سرمايهگذارى كنيد كه براى فروش كالاهايتان چارهاى جز اين كار نداشته باشيد. اما اگر مجبور باشيد در اينجا سرمايهگذارى كنيد، به ميزان حداقل ممكن سرمايهگذارى نماييد و صنايعى را انتخاب كنيد كه قطعات و لوازم آن از انگلستان وارد شود؛ مانند صنايع مونتاژ كه درواقع سواركردن قطعات صادراتى انگليسى در ايران است. در اين محدوده و با توجه به اين نكات، من معتقدم كه ايران يكى از بهترين بازارهايى است كه شما مىتوانيد براى مصرف كالاهاى خود در جهانسوم پيدا كنيد.[٢]
همچنين ارهارد، معاون صدراعظم آلمان غربى در مهرماه ١٣٤٠ در ايران اعلام كرد:
ايران نيازى به صنايع سنگين و پيشرفته ندارد و بايد كشورى كشاورزى باقى بماند.[٣]
اما با انقلاب اسلامى، فصلنوينى در صنايع و معادن ايران آغاز شد كههنوز ادامه دارد. در نانوفناورى، زيستفناورى، فناورى اطلاعات و فناورى هستهاى كه از علوم استراتژيك بهشمار مىروند، جايگاه نسبتاً شايستهاى يافتهايم. امروز در فناورى هستهاى كه از مهمترين بخشهاى صنعت دنياى امروز است- و ايران ديروز از آن محروم بود- با همت و تلاش جوانان، آنهم با متوسط سنى ٢٧ سال، همه مراحل چرخه سوخت هستهاى را به شكل بومى داراييم؛ چنانكه ٢٠ فروردين ١٣٨٥ روز پرافتخار ايرانيان در تكميل چرخه سوخت هستهاى و
[١]. عبدالهادى حائرى، نخستين رويارويىهاى انديشهگران ايران با دو رويه تمدن بورژوازى غرب، ص ٢٦٢.
[٢]. ويليام سوليوانو آنتونى پارسونز، خاطرات دو سفير، ص ٢٧٥.
[٣]. روزنامه اطلاعات، ١٨/ ٧/ ١٣٤٠، ص ٣.