ايران؛ ديروز، امروز، فردا - نصرى، محسن - الصفحة ٢١٧
امام (قدس سره) هم در بخش صاحبنظران حضور دارد و هم در صحنه صاحبدلان. او در صحنه صاحبنظران، يك انديشمند فايق است و در ميدان صاحبدلان، يك صاحب بصر صايب است.
مطلب چهارم: عدهاى اين راه را «مهندسگونه» مىروند و عدهاى مهندسىشان با «معمارى» آميخته است. فرق مهندس با مهندس معمار اين است كه مهندس بر روى «صفحه كاغذ» نقشه مىكشد، ولى مهندس معمار، گذشته از اينكه با قلم نقشه مىكشد، آنچه را هم كه ترسيم كرده، در «صحنه ساختمان» پياده مىكند.
حضرت امامخمينى (قدس سره) نه تنها «مهندس اسلام» بود، بلكه «معمار اسلام» نيز بود، ايشان نهتنها فهميد كه دين چه مىگويد، بلكه كوشيد تا دين را از صفحه كتاب بهدرآورده و در صحنه جامعه پياده كند.
مطلب پنجم: برخى بر اساس سخن عبدالمطلب (آن مرد الهى بزرگ) مشى كردند، ولى امام راحل (قدس سره) گذشته از اينكه به آن حرف و فكر احترام مىگذارد، سخنى از نوه عبدالمطلب، يعنى وجود مبارك رسول اكرم (ص) آموخت و آن را اسوه خود قرار داد.
اين دو بينش نه تنها قبلًا مطرح بود، بلكه امروز نيز وجود دارد، اگر يك حادثهاى براى اسلام رخ مىداد، ديگران مىگفتند: «دين صاحب دارد» ... و «ولىعصر» بايد بيايد و دين را حفظ كند، ولى كسى كه سفرهاى چهارگانه را به جان و دل و سر، پشت سر گذاشت، مىفهمد و مىبيند و مىيابد كه متولّى دين و حافظ و نگهبان آن در عصر غيبت، وارثان انبيا و اوليا؛ يعنى علماى راستين هستند. حضرت امام (قدس سره) اين راه را طى كرد و خود را متولّى دين يافت و اين نتيجه پيمودن شهودى اسفار اربعه است.
مطلب ششم: به همان معيار كه فلسفه و عرفان «فقه اكبر» است، ولايت فقيه در فقه اكبر نيز قوىتر و عميقتر از ولايت فقيه در فقه اصغر است.
ابتكار امامخمينى (قدس سره) در «فقه اكبر» (فلسفه و عرفان) اين است كه ايشان نه تنها گوهر ذات را متحول كرد و در مقاطع چهارگانه و اسفار اربعه طى طريق كرد، بلكه جهانى شد كه در همه جا حضور و ظهور پيدا كرد و همه چيز را زير پوشش و اشراب و اشراف خود قرار داد؛ بنابراين حضرتش گاهى غرب متجاوز را به استيضاح مىكشاند، و زمانى شرق ملحد را به توحيد ناب فرا مىخواند.