ايران؛ ديروز، امروز، فردا - نصرى، محسن - الصفحة ١٨٤
اينگونه اقدامات در عصر پهلوى دوم در قالب «كاخ جوانان» توسعه بيشترى يافت. حضور افراد منحرف و فاسدى همچون فرخ روپارساى[١] و منوچهر گنجى در رأس وزارت آموزش و پرورش، خود گوياى اين انحرافات است.
براى نمونه، فرخروپارساى، اين بهايى فاسد بهعنوان وزير آموزش و پرورش در دولت هويدا، ديدگاهش در تربيت و پرورش فرزندان ايران چنين است:
بكارت براى دختران چه معنا دارد؟! مگر در اروپا و آمريكا دختران باكره هستند؟! ....[٢]
انقلاب اسلامى، اين جريان، افراد و برنامههاى فاسد را از نظام آموزشى و پرورشى كشورمان حذف كرد. نسل جوان دانشآموز با ٣٦ هزار شهيد در دفاع مقدس، تأسيس انجمنهاى اسلامى، بسيج دانشآموزى، كانونهاى فرهنگى- ورزشى، علمى و جزاينها، جملگى بيانگر ارتقاى آموزش و پرورش در ايران اسلامى است. ٣٦٢ مدال المپيادهاى علمى جهان در اين دوره در مقايسه با عصر پهلوى و عدم حضور حتى يك جوان دانشآموز در المپيادهاى علمى دنيا، حكايتگر تربيت علمى و فرهنگى ايران امروز است.
اما درخصوص نهاد «دانشگاه» و نسل جوان دانشجو وضعيت اسفناكتر بود. در نظام دانشگاهى عصر پهلوى غربگرايى و ترويج ابتذال به جاى خودباورى و توسعه علم و فرهنگ حاكم بود. سوليوان، سفير آمريكا در تهران درباره نظام دانشگاهى ايران مىنويسد:
... دانشگاه تهران كه در مركز اين سيستم قرار داشت، به وسيله رضاشاه تأسيس شده و هدف وى از تأسيس اين دانشگاه ترويج فرهنگ غربى در ايران بود ....[٣]
در اين راستا، جريان وابسته فراماسونرى با نفوذ در نظام دانشگاهى اين مأموريت را بهخوبى انجام داد. براى نمونه، هوشنگ سيحون، فراماسونر فاسد، سالها بهعنوان استاد و رئيس دانشكده هنر دانشگاه تهران در بىهويت كردن نسل جوان دانشجو برنامهريزى نمود.
دانشكده هنرهاى زيبا در سال ١٣٤٣ ش طى بخشنامهاى ميزان حقالزحمهمدلهاى زنده
[١]. بنگريد به: مركز بررسى اسناد تاريخى وزارت اطلاعات، زنان دربار به روايت اسناد ساواك( فرخروپارساى).
[٢]. محمدحسن طباطبايى، نفوذ فراماسونرى در مديريت نهادهاى فرهنگى دهه ١٣٤٠، ص ٢٠٩.
[٣]. ويليام سوليوانو آنتونى پارسونز، خاطرات دو سفير، ص ١٠٧.