ايران؛ ديروز، امروز، فردا - نصرى، محسن - الصفحة ٢٢٢
مراجعه مردمبود، ميهمان داشت- همه ما بايد به زيرزمين مىرفتيم تا مهمان برود. بعد عدهاى كهبه پدر ارادتى داشتند، زمين كوچكى را كنار اين منزل خريدند و به آن اضافه كردند و ماداراى سه اتاق شديم.
رهبرانقلاب از دورانكودكى در خانوادهاى فقير اما روحانى و روحانىپرور اينگونه پرورشيافت و از چهار سالگى به همراه برادر بزرگش سيد محمد به مكتب سپرده شد تا الفبا وقرآن را بياموزند. آنان دوران تحصيل ابتدايى را در مدرسه تازهتأسيساسلامى «دارالتعّليم ديانتى» گذراندند.
ايشان پس از آشنايى با جامعالمقدمات و صرف و نحو در دبيرستان، واردحوزه علميه شد و نزد پدر و ديگر استادان، دوره مقدمات و سطح را به گونهايكمسابقه و شگفتانگيز درپنج سال و نيم به اتمام رساند.
معظّمٌ له از هجده سالگى در مشهد درس خارج فقه و اصول را نزد مرجع بزرگ مرحوم آيتاللهالعظمى ميلانى آغاز كرد. وى در سال ١٣٣٦ به قصد زيارت عتبات عاليات عازم نجفاشرف شد و با شركت در درسهاى خارج مجتهدان بزرگ حوزه نجف ازجمله مرحومسيد محسن حكيم، سيد محمود شاهرودى، ميرزا باقر زنجانى، سيد يحيى يزدى و ميرزا حسنبجنوردى، اوضاع درس و تدريس و تحقيق آن حوزه را پسنديد، از اينرو پدر را از قصدخود آگاه ساخت، ولى پدر موافقت نكرد و پس از مدتى به مشهد باز گشت.
از سال ١٣٣٧ تا ١٣٤٣ در حوزه علميه قمبه تحصيلات عالى در فقه و اصول و فلسفه مشغول شد و از محضر بزرگانى چون مرحوم آيتالله العظمى بروجردى، امامخمينى، شيخ مرتضى حائرى يزدى وعلامه طباطبايى بهره برد. در سال ١٣٤٣ طى مكاتباتى با پدر متوجه شد كهيك چشم پدر به علت «آب مرواريد» نابينا شده است. به همينرو، ويبين ماندن درقم و ادامه تحصيل در آنجا و رفتن به مشهد و مواظبت از پدر در ترديد ماند، اما در آخر به اين نتيجه رسيد كه به خاطر خدا از قم به مشهد هجرت كند. ايشان دراينباره مىگويد:
به مشهد رفتم و خداى متعالتوفيقات زيادى به ما داد. به هر حال به دنبال كار و وظيفه خود رفتم. اگر بنده درزندگى توفيقى داشتم، اعتقادم اين است كه ناشى از همان برّ و «نيكى» است كه به پدر، بلكه به پدر و مادر انجام دادهام.