ايران؛ ديروز، امروز، فردا - نصرى، محسن - الصفحة ١٠٠
فردوست از قديمىترين ياران شاه و محرم اسرار او در سالهاى تحصيل در سوئيس و سپس در دربار، درباره تاجالملوك، مادر محمدرضا مىگويد:
مادر اعلىحضرت از همان سال اول درگذشت رضاشاه، تعداد زيادى دوست پسر عوض كرده بود. در حقيقت ذبيحالله ملكپور و بعدها رحيمعلى خرم، شوهر رسمى او نبودند، بلكه براى حفظ آبرو در محيط دربار چنين شايع كرده بودند كه ملكه مادر به عقد شرعى اين دو نفر درآمده است ....[١]
تاجالملوك درباره رفتار و اخلاق پسرش محمدرضا مىگويد:
من تعجب مىكنم كه چرا فرح نسبت به طلا [/ معشوقه محمدرضا پهلوى] اينقدر سختگيرى مىكرد ... فرح مىدانست كه محمدرضا علاوه بر او با زنان ديگرى هم رفتوآمد دارد. اما او نسبت به اين دختر فوقالعاده حساس شده بود ... فرح برخلاف آن ظاهر آرام و لبخندى كه هميشه به لبش بود، روحيه خشنى داشت. يك روز كه در سعدآباد چشمش به طلا مىافتد، جلو مىرود و كشيده محكمى به گوش او مىزند. خلاصه اينكه، اين رقابت زنانه بين فرح و طلا براى محمدرضا خيلى شيرين بود. محمدرضا لذت مىبرد كه زنها به خاطر او اينطور پنجه روى صورت هم مىكشند. از قضاى روزگار اين اخلاقش درست مانند اخلاق مرحوم پدرش بود.[٢]
همچنين در گزارش هيئت تحقيقاتى «سازمان سيا» در فوريه ١٩٧٦ به سرپرستى ارنستاونى، خاندان سلطنتى ايران «كانون عناصر فاسد و هرزه و شهوتران» معرفى مىشوند.[٣]
از سوى ديگر، محمدرضا شاه در سفرهاى متعدد به اروپا حيثيت و آبروى ايرانيان را در دنيا خدشهدار مىكرد. براى نمونه، وقتى شاه از فرماندار ونيز تقاضاى زن مىكند و خبر به آندره ئوتى، نخستوزير ايتاليا مىرسد، از بىشخصيتى شاه تعجب مىكند و مىگويد: «اين تقاضا را عارى از نشانه نجيبزادگى مىدانم.»[٤]
[١]. فريده ديبا، دخترم فرح، ص ٨٤.
[٢]. تاجالملوك پهلوى، خاطرات ملكه پهلوى، ص ٣٦٧.
[٣]. دانشجويان مسلمان پيرو خط امام، اسناد لانه جاسوسى( روابط آمريكا و شاه)، ش ٧.
[٤]. ويليام شوكراس، آخرين سفر شاه، ص ٤٤٤.