ايران؛ ديروز، امروز، فردا - نصرى، محسن - الصفحة ١٤٦
مستشاران نظامى آمريكا قرار گيرد. فرماندهان ارشد ارتش، زيردست مستشاران آمريكايى بودند و ميدان تاخت و تاز براى آمريكا آنچنانباز شده بود كه در سالهاى ١٣٥٥ و ١٣٥٦ خريد اسلحه از آن كشور از مبلغ ٤ ميليارد دلار به ١٢ ميليارد دلار رسيد.[١]
مستشاران و فرماندهان آمريكايى با بهرهگيرى از نيروهاى مسلح ايران درپى تأمين منافع غرب بودند. آنان با داشتن «مصونيت قضايى» و از سويى با دريافت حقوق و مزاياى بسيار، بىترديد خسارت اقتصادى بزرگى به ايران وارد كردند.
تا اواسط سال ١٣٥٤ حدود ٣٥ هزار خارجى تنها در تهران زندگى مىكردند كه اغلب آنها اروپايى و تكنسين، مدير، مشاور يا نمايندگان شركتهاى خارجى، و از اين جمع عده زيادى مربوط به ارتش بودند. اينها حاضر بودند هر بهايى را براى مسكن بپردازند و اين امر اثرات تورمى داشت. تكنسينهاى نظامى آمريكايى تا ١٢٥٠٠ دلار در ماه مىگرفتند. در سال ١٣٥٤ حدود ٢٠ هزار مستشار نظامى آمريكايى در ايران بودند.[٢]
شمار نظاميان آمريكايى تا پيروزى انقلاب اسلامى به بيش از ٣٠ هزار نفر رسيده بود؛ تا آنجا كه مجلس سناى آمريكا تخمينزده بود در سال ١٩٨٠ (١٣٥٩ ش) از سقف ٦٠ هزار نفر نيز تجاوز خواهد كرد.[٣] اين در حالى است كه در آن سالها ١٢٥٠٠ دلار معادل ١١٠ هزار تومان ارزش داشت؛ حال آنكه حقوق ماهانه يك كارگر ايرانى ٦٢٠ تومان بود.
يكى از عوامل رژيم پهلوى در تيرماه ١٣٥٧ در منزل على امينى، نخستوزير اسبق چنين مىگويد:
اى كاش نفت نداشتيم و حق توحّش نمىداديم! يك گروهبان آمريكايى در ايران آنقدر حقوق مىگيرد كه كرايه منزل او ١٥ هزار تومان است. بچههايش در مدارس درجه يك تحصيل مىكنند و هزينه منزلش برابر با حقوق يك ارتشبد ارتش ايران است.[٤]
از سوى ديگر، فرماندهان وابسته ايرانى همانند ارتشبد آريانا، طوفانيان، فردوست و فرماندهانى مانند خسروداد، ناجى و نصيرى در اوج تباهى و در خدمت آمريكا و انگليس بودند.
[١]. جواد منصورى، ٢٥ سال حاكميت آمريكا در ايران، ص ٦٣.
[٢]. رابرت گراهام، ايران سراب قدرت، ص ١٠٧ و ١٠٨.
[٣]. احمد فاروقى و ژان لوروريه، ايران بر ضد شاه، ص ١٣٤.
[٤]. مركز بررسى اسناد تاريخى وزارت اطلاعات، انقلاب اسلامى به روايت اسناد ساواك، ج ٧، ص ٩.