ايران؛ ديروز، امروز، فردا - نصرى، محسن - الصفحة ١٩٤
عمومى جهان را از نظامهاى «سكولار» معكوس كرد و به سوى «دين» تغيير داد.[١] بر اين اساس، روزنامه آمريكايى واشنگتن تايمز در گزارش خود مىنويسد:
حركتهايى كه اكنون چهره دنيا را دگرگون مىسازد، داراى عنصر نيرومند مذهبى است. هنگامى كه آمريكا و اروپا خود را به حكومت غيردينى (سكولاريسم) وابسته و متعهد مىپندارند، ناگهان مىبينيم كه قشرهاى عظيمى در حال دگرگون كردن جهان هستند.[٢]
در يك جمله، روزنامه اينديپندنت چاپ لندن در تاريخ ١٥/ ٣/ ١٣٦٨ مىنويسد:
بهندرت اتفاق مىافتد كه يك مرد بهتنهايى بتواند مسير تاريخ را عوض كند، اما اين كار درست همان كارى بود كه آيتالله خمينى از عهده آن برآمد.[٣]
٢. انقلاب اسلامى؛ احياى دين و معنويت در جهان
انسانى كه اسير دو ايدئولوژى «ليبراليسم غربى» و «سوسياليسم شرقى» بود- كه در «اومانيسم» و «مرگ خدا» ريشه داشت- در دهههاى پايانى قرن بيستم با بحران هويتى روبهرو شده بود؛ تا آنجا كه قرن بيستم را قرن اضطراب و بيمارىهاى روحى ناميدند.
انقلاب اسلامى ايران آغازى بود بر پايان تمام ايدئولوژىهاى مادى و دنياگرايى كه با حذف معنويت و دين، بشر را در سلطه خود قرار داده بودند. از همينرو، اين انقلاب سبب شد دين و معنويت در سطح جهان احيا شود. پروفسور محمدحسين هدى، انديشمند مسلمان مقيم اتريش مىگويد:
اگر بنا باشد تاريخى را براى احياى هويت دينى (در جهان معاصر) در نظر بگيريم، آن تاريخ ١٩٧٩ ميلادى است؛ يعنى مقارن با پيروزى انقلاب اسلامى ايران كه خيزش عظيمى را براى تفكّرات دينى در تمام اديان به وجود آمده است و انقلاب اسلامى ايران موجب احياى تفكّر دينى در جهان گشت.[٤]
دكتر سعيد الشهابى، سردبير مجله معروف العالم دراينباره مىگويد:
[١]. آنتونى گيدنز، جامعهشناسى، ص ٥٠٥.
[٢]. روزنامه ايران، ١٦/ ٥/ ١٣٧٦، ص ٤.
[٣]. روزنامه كيهان، ١٣/ ٣/ ١٣٨١، ص ٦.
[٤]. ميراحمدرضا حاجتى، عصر امامخمينى( قدس سره)، ص ٥٩.