ايران؛ ديروز، امروز، فردا - نصرى، محسن - الصفحة ١٨٩
بنابراين در عصر پهلوى مراكز فساد در كنار درياها و كابارهها و در جشنها چنان گسترش يافت كه تعدادشان بيش از كتابفروشىها شد. اما در عصر جمهورى اسلامى، تدبير و برنامهريزى براى ارتقاى فرهنگ و اخلاق جامعه ايرانى است. كه البته نمىتوان «تهاجم فرهنگى» بيگانگان را ناديده انگاشت.
درخصوص ترويج اعتياد و استفاده از موادمخدر كافى است بدانيم در عصر پهلوى كشت خشخاش و خريد و فروش موادمخدر در ايران آزاد بود و حتى داروخانهها به صورت رسمى توزيع كننده «ترياك» بودند.
دكتر احمد هومن، استاد اعظم لژ فراماسونرى و استاد دانشگاه و نماينده مجلس- بهعنوان نماينده ايران در سمينار بينالمللى جرمشناسى- از آزادى مصرف موادمخدر دفاع مىكند و در گزارش خود به كلوپ روتارى تهران در سال ١٣٥١ ش مىگويد:
در اين سمينار دو طرز تفكر وجود داشت كه يك گروه طرفدار ممنوعيت خريد و فروش و مصرف موادمخدر و اعمال مجازاتهاى شديد در اين مورد، و گروه ديگر خواستار آزادى خريد و فروش و مصرف موادمخدر و لغو هرگونه مجازات در اين زمينه بودند. من در سلك گروه دوم قرار داشتم و معتقد به آزادى مصرف موادمخدر هستم.[١]
در عصر پهلوى در رأس باندهاى قاچاق موادمخدر، دربار پهلوى و وابستگان به آنها همانند اشرف پهلوى و هوشنگ دولو قرار داشتند. منصور رفيعزاده- آخرين رئيس شعبه ساواك در آمريكا- در كتابش مىنويسد:
... در سال ١٩٧٢ ميلادى روزنامههاى اروپايى پاى اشرف پهلوى را در يك معامله موادمخدر- كه توسط يكى از همراهان شاه صورت گرفت- به ميان كشيدند. در پنجم مارس همان سال روزنامه لوموند نوشت: همه، واقعه گير افتادن شاهدخت اشرف، توسط مأمورين گمرك فرودگاه ژنو در سال ١٩٦٧ ميلادى را به خاطر دارند. مأمورين گمرك در چمدانى حامل برچسب شاهدخت اشرف چند كيلو هروئين كشف كردند. شاهدخت منكر مالكيت چمدان شد. بالاخره شاه به كمك خواهرش شتافت و مسئله
[١]. محمدحسن طباطبايى، نفوذ فراماسونرى در مديريت نهادهاى فرهنگى دهه ١٣٤٠، ص ١٤١.