ايران؛ ديروز، امروز، فردا - نصرى، محسن - الصفحة ٨٨
هستند كه بايد اشخاص منعضله المندرجه در صورت الف، بايد به هر قيمتى باشد، انتخاب شوند. در صورتى كه اندك تعللى در اجراى اوامر صادره بشود، مقصّر بديهى است مورد بىميلى اعلىحضرت واقع خواهد شد. با رعايت مواد مشروحه ذيل، راپرت جلسات خودتان را به وزارت دربار ارسال داريد:
١. ....
١٢. نمايندگان شما طبق صورت ارسالى بايد انتخاب شوند.
١٣. بديهى است در صورتى كه كاملًا معلوم شد موفقيت كامل حاصل نكردهايد، البته اقدام ديگرى در صندوق آرا خواهد شد، ولى اين موضوع بعداً در صورت عدمموفقيت انجام خواهد شد.[١]
رضاخان براى جلوگيرى از ورود شهيد آيتالله مدرس به مجلس هفتم، در سال ١٣٠٧ دستور داد آراى او در شهر تهران را نخوانند و اعلام كردند مدرس هيچ رأيى نداشته است. شهيد مدرس در پاسخ به اين اقدام گفت:
اگر بيست هزار نفر از مردمى كه در دوره قبل رأى خود را به نام من در صندوق انداختند، همگى مرده باشند يا رأى نداده باشند، پس آن يك رأى من كه خودم به خودم دادم، چه شده است؟![٢]
در دوره پهلوى دوم نيز برگزارى انتخابات بستهتر و فرمايشىتر از پيش تداوم يافت. محمدرضا شاه در كتاب پاسخ به تاريخ كه پيش از فرار از ايران نوشته است، اقرار مىكند:
انگليسىها اين امر را كاملًا عادى و طبيعى مىدانستند كه انتخابات در ايران مطابق نظر و خواستههاى خودشان صورت بگيرد. در زمان جنگ (جهانى دوم) انتخابات ايران به اين صورت انجام مىگرفت كه مثلًا صبح مستشار سفارت انگليس با ليستى حاوى هشتاد نامزد نمايندگى مجلس به ديدار نخستوزير مىرفت و بعد از ظهر همان روز كاردار سفارت شوروى نام دوازده نفر از نمايندگان مورد نظر خود را به نخستوزير مىداد.[٣]
شاه همچنين اعتراف مىدارد كه انتخابات در رژيم پهلوى آزاد نبوده، از اينرو در ماههاى
[١]. يعقوب آژند و ديگران، اسنادى از انتخابات مجلس شوراى ملى در دورهپهلوى اول، ص ٦٧- ٦٥.
[٢]. غلامرضا گلىزواره، داستانهاى مدرس، ص ٢٩٤.
[٣]. محمدرضا پهلوى، پاسخ به تاريخ، ص ١١٨- ١١٦.