ايران؛ ديروز، امروز، فردا - نصرى، محسن - الصفحة ٨١
رئيسجمهور پيشين آمريكا مىگويد:
شاه تسليم پيشنهادهايى بود كه از سفارت ما انشاء مىشد.[١]
جرالد فورد، رئيسجمهور پيشين آمريكا طى مصاحبهاى در دى ماه ١٣٥٧ مىگويد:
مصلحت دنياى غرب در اين است كه شاه در رأس حكومت ايران باقى بماند تا ثبات سياسى اين كشور را كه براى غرب داراى اهميت حياتى است، حفظ كند.[٢]
ريگان، از رؤساى جمهور آمريكا نيز مىگويد:
شاه يك متحد پابرجا بود. شاه طبق دستور ما عمل مىكرد و سالها حامل بار ما در خاورميانه بود و فكر مىكنم سقوط وى نقطه تاريكى در پرونده ما باشد.[٣]
سوليوان و پارسونز، سفراى آمريكا و انگليس در حكومت پهلوى در خاطراتشان آوردهاند كه تقريباً هر ١٠ تا ١٥ روز يكبار به ديدار شاه در كاخ او مىرفتند و دستورهاى لازم را به او مىدادند و شاه نيز آنها را دريافت مىكرده است.[٤]
ارتشبد حسين فردوست، از نزديكترين ياران و رفقاى دوران تحصيل شاه در سوئيس، در خاطرات خود درباره وابستگى محمدرضا به آمريكا وانگليس مىنويسد:
محمدرضا در تمام طول سلطنتش با مقامات اطلاعاتى انگليس و آمريكا تماس و بهتر است بگويم ملاقات منظم داشت. اين ملاقاتها در سطوح مختلف بود. حدوداً هر ١٥ روز يكبار سفرايآمريكا و انگليس را جداگانه ملاقات و هر ١٥ روز يكبار نيز كارمند ارشد اطلاعاتى سفارت انگليس را بهتنهايى مىديد. با كارمند ارشد سيا در ايران نيز به همين نحو ملاقات داشت ... محمدرضا هر سال موقع بازىهاى زمستانى به سوئيس مىرفت و در آنجا با رئيس كل ٦
MI
جلسات منظم داشت. در اين جلسات تنها فرد ايرانى كه شركت مىكرد، شاپورجى بود.[٥]
[١]. جيمى كارتر، ٤٤٤ روز، ص ١٥.
[٢]. مسعود رضوى، هاشمى و انقلاب، ص ٤٥.
[٣]. روزنامه اطلاعات، ١/ ٨/ ١٣٦٣.
[٤]. ويليام سوليوانو آنتونى پارسونز، خاطرات دو سفير، ص ٧١ و ٢٨٥.
[٥]. حسين فردوست، ظهور و سقوط سلطنت پهلوى، ج ١، ص ٣٣٢.