ايران؛ ديروز، امروز، فردا - نصرى، محسن - الصفحة ٨٠
شاهنشاهى، حق مشاركت سياسى و نقشآفرينى را از مردم ايران سلب كرده و بهگونهاى موروثى از پدرى بىسواد و زورگو به پسرى عياش و فاسد انتقال يافته بود.
اما با انقلاب اسلامى، حكومت سلطنتى و پادشاهى به «جمهورى اسلامى» تبديل شد. امامخمينى (قدس سره) در تعريف جمهورى اسلامى فرمود:
حكومت اسلامى، حكومتى است بر پايه قوانين اسلامى ... ما خواستار جمهورى اسلامى مىباشيم. جمهورى فرم و شكل حكومت را تشكيل مىدهد و اسلامى، يعنى محتواى آن فرم كه قوانين الهى است.[١]
انقلاب اسلامى با اين تغيير بنيادين در ساختار حكومتى و تحقق «ولايتفقيه» يكى از بزرگترين نعمتهاى الهى را براى ملت مسلمان ايران در عصر غيبت به ارمغان آورد و الگوى نوينى از «مردمسالارى دينى» را به جهانيان عرضه داشت. از سويى نقشآفرينى و مشاركت آحاد مردم و شكلدهى «مجلس خبرگان رهبرى» براى شناسايى و معرفى فقيه واجد شرايط رهبرى- با سه ويژگى مهم «علم و فقاهت»، «عدالت و تقوا» و «مديريت و سياست»- بيانگر نقش اسلام در حكومت ولايى است. طبق قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران (بهعنوان ميثاق ملت) ولايت امر و امامت امت بر عهده فقيه جامعالشرايط است.[٢]
بىگمان اين تحول در ساختار حكومت و تبديل نظام پادشاهى به نظام «جمهورى اسلامى» و مشاركت مردمى، از مهمترين دستاوردها و تغييرات انقلاب بهشمار مىرود.
ج) شاحصه وابستگى و استقلال
يكى ديگر از شاخصههاى رژيم پهلوى، «وابستگى به بيگانگان» بود. اين رژيم به دليل برخوردار نبودن از «پايگاه مردمى» و «مشروعيت»، به عنصرى وابسته و دستنشانده تبديل شده بود. برخى از اظهارات غربيان در اين خصوص گواه اين ادعاست. جيمى كارتر،
[١]. روحالله موسوى خمينى( امام)، صحيفه نور، ج ٤، ص ١٥٧.
[٢]. بنگريد به: محسن نصرى، ولايت و خبرگان ملت.