ايران؛ ديروز، امروز، فردا - نصرى، محسن - الصفحة ٣٥
تحولات اجتماعى در چند قرن گذشته از ارزشها و آموزههاى دينى بهره نبرد و به تعبير خانم هانا آرنت، يكى از ويژگىهاى مرسوم انقلابها دنيوى بودن آنها و تفكيك دين از سياست است.[١] اما با «انقلاب اسلامى ايران» مسير تاريخ ديگرگون شد و آموزههاى وحيانى اسلام در تغييرات بنيادين جامعه نقش اصلى را ايفا نمود.
مجله تايمز در شماره هفتم آوريل ١٩٨٠ م با وقوع انقلاب اسلامى مىنويسد:
انقلابى ساكت در تفكر و استدلال در حال وقوع است و خدا دارد برمىگردد.[٢]
در گفتار پنجم از فصل چهارم، از تأثير انقلاب اسلامى ايران در سطح جهان و بيدارى اسلامى بيشتر سخن خواهيم گفت.
ج) آموزههاى سياسى اسلام
اينك براى رسيدن به ريشه اسلامى در انقلاب ايران، به طرح برخى آموزههاى سياسى اسلام از ديدگاه قرآنمجيد و ائمهاطهار (عليهم السلام) مىپردازيم:
١. آموزههاى سياسى قرآنمجيد
با بررسى آيات قرآنمجيد درمىيابيم در دين اسلام، تنها به طرح قوانين و اصولى براى زندگى فردى پرداخته نشده، بلكه بسيارى از آيات، مربوط به مسائل اجتماعى و سياسى است كه بايد در مديريت و اداره جامعه بهكار گرفته شود تا جامعه به سعادت حقيقى برسد. اينك چند نمونه از اين آموزهها:
يك. عدالتطلبى
لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمْ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بالْقِسْطِ؛[٣] ما پيامبرانمان را با دليلهاى روشن فرستاديم و با آنها كتاب و ترازو را نيز نازل كرديم تا مردم به عدالت قيام كنند.
[١]. هانا آرنت، انقلاب، ص ٣٢.
[٢]. مهدى گلشنى، از علم سكولار تا علم دينى، ص ٦٠.
[٣]. حديد( ٥٧): ٢٥.