ايران؛ ديروز، امروز، فردا - نصرى، محسن - الصفحة ٣٢
آنچه ما نتوانستيم پيشبينى كنيم، اين بود كه تنها يك مرد ٧٨ ساله روحانى كه ١٤ سال در تبعيد بود، عامل گردآوردن همه اين عوامل بشود و ناگهان با يك آتشفشان عظيمِ در حال فوران و يك انقلاب ملى روبهرو شويم.[١]
با توجه به ديدگاههاى صاحبنظران جامعهشناسى، علومسياسى و سياستمداران آمريكايى و اروپايى آشكار شد كه «انقلاب اسلامى ايران» ويژگىهايى منحصربهفرد دارد كه نمىتوان آن را با نظريههاى موجود در علوم انسانى غرب تحليل كرد. از اينرو مىبايد با نظريهپردازى بومى و ايرانى به شناخت جامع و دقيق انقلاب اسلامى ايران پرداخت.
ب) نظريه سيستمى درباره انقلاب اسلامى ايران
در اين نظريه به عناصر و عوامل متعددى كه با هم در ارتباطاند و سيستم منسجمى را تشكيل مىدهند، پرداخته مىشود. انقلاب اسلامى ايران سيستمى است كه سه عنصر و عامل اصلى در شكلگيرى آن دخالت داشته است: ريشه اسلامى، ريشه اجتماعى و ريشه تاريخى.
نمايش تصوير
انقلاب اسلامى ايران نتيجه مبارزات تاريخى ملت ما عليه استبداد داخلى و استعمار خارجى، اعتراض به ساختار منحط اجتماعى، گرايش مردم به دين مبين اسلام و آموزههاى سياسى و اجتماعى آن است كه با سقوط رژيم پهلوى به پيروزى رسيد، به همينرو، نظريههاى كسانى همانند ماركس، دوتوكويل، اسكاچپل، تيلى و جانسون براى تحليل و ريشهيابى انقلاب اسلامى ناكارآمدند.
امامخمينى (قدس سره) در وصيتنامه سياسى- الهى خود مىنويسد:
بنابراين شك نبايد كرد كه انقلاب اسلامى ايران از همه انقلابها جداست، هم در پيدايش و هم در كيفيت مبارزه و هم در انگيزه انقلاب و قيام، و ترديد نيست كه اين يك
[١]. روزنامه اطلاعات، ١٦/ ١١/ ١٣٥٧.