ايران؛ ديروز، امروز، فردا - نصرى، محسن - الصفحة ٢٢
چالمرز جانسون:
انقلاب عبارت است از تلاشهاى موفق و يا ناموفق كه بهمنظور ايجاد تغييراتى در ساخت جامعه از طريق اعمال خشونت انجام مىگيرد.[١]
ساموئل هانتينگتون:
انقلاب يك دگرگونى سريع، بنيادى و خشونتآميز داخلى در ارزشها و اسطورههاى مسلط بر يك جامعه، نهادهاى سياسى، ساختار اجتماعى، رهبرى، فعاليت و سياستهاى حكومتى است.[٢]
امروزه در مباحث سياسى و اجتماعى واژههايى از قبيل «انقلاب مخملى»،[٣] انقلاب رنگى و يا انقلاب گُلى مطرح است، اگرچه اين تحولات همه ويژگىهاى يك انقلاب اجتماعى را دارا نيستند. انقلاب مخملى به مجموعهاى از تحولات سياسى گفته مىشود كه در آن مهندسى اجتماعى، همزمان از مديريت رسانهاى و افكارعمومى آغاز مىشود تا به مهندسى جديد سياسى در چارچوب ارزشها و هنجارهاى غربى بينجامد. به سخنى ديگر، اين انقلاب نوعى كودتاى بدون خونريزى است و به تغيير و تحولاتى اطلاق مىشود كه تا به امروز در برخى كشورهاى باقىمانده از بلوك شرق روى داده و حكومتهاى طرفدار غرب را به جاى هيئت حاكمه اين كشورها نشانده است. اين اصطلاح را براى اولينبار واسلاو هاول، رئيسجمهور سابق چك- كه در آن زمان رهبر مخالفان اين كشور بود- بر سر زبانها انداخت. براى انقلابهاى مخملى از
NGO
ها، مطبوعات، سايتهاى اينترنتى، تشكلها و احزاب سياسى- دانشجويى و نهادهاى غيردولتى و صنفى استفاده مىشود؛ آنهم با هدايت بيگانگان و در راستاى دامن زدن به «نافرمانى مدنى».
انقلابهاى مخملى تاكنون در صربستان موجب سقوط ميلوسويچ، در گرجستان باعث عزل ادوارد شواردنادزه (انقلاب رُز يا مخملى)، در اكراين موجب سقوط ويكتور يانوكويچ (انقلاب نارنجى) و در قرقيزستان سبب فرار عسگر آقايف (انقلاب لاله) شده است.
[١]. چالمرز جانسون، تحول انقلابى: بررسى نظرى پديده انقلاب، ص ١٧.
[٢]. ساموئل هانتينگتون، سامان سياسى در جوامع دستخوش دگرگونى، ص ٣٨٥.
[٣].Velvet Revolution .