ايران؛ ديروز، امروز، فردا - نصرى، محسن - الصفحة ٢١٩
هماهنگ نيست، چنانكه در بيانات نورانى حضرت اميرالمؤمنين (ع) در نهجالبلاغه آمده است: «لا يُقاسُ بهم أحدٌ من الناس؛ احدى از مردم با امام معصوم قياس نمىشود.» ولىعصر (ارواحنا فداه) و امام معصوم كسانى هستند كه: «بيُمنهم رُزقَ الوَرى». پس احدى را با آن ذوات مقدسه نمىتواند سنجيد ... زيرا آسمان و زمين به آنها بسته است: «و بوجودهم ثبتت الأرضُ و السماءُ»، و هيچكس به خود اجازهنمىدهد كه احدى را با امامان معصوم (ع) همسنگ و همتراز بداند.
اما انسان به خود اجازه مىدهد كه بگويد: حضرت امامخمينى (قدس سره) نزديكتر از ديگران به امام معصوم (ع) است، شاگرد برومندتر آنهاست، او ارثى را از آنها برده است كه ديگران نبردهاند، راه آنها را طورى طى كرده است كه ديگران طى نكردهاند.
اكنون بنگريد كه امام معصوم (ع) چه كرد و امام امت چه مىكند و آياشما راه امامان معصوم (ع) را در غير امامخمينى (قدس سره) نشان داريد؟ كه اگر چنين است ما را هم با خبر كنيد! عرفان امام تنها نظرى نيست، او تنها شارح كتب ابنعربى نيست، و تنها تعليقه بر فصوص و مصباح ننگاشت، حال بنگريد كه چه كردو چه گفت؟
مطلب دهم: «عرفان» دو راه را به سالك نشان مىدهد: يك راه متعارف كه همان راه اسباب، راه اسمهاى كوچك، بزرگ، بزرگتر و اسم اعظم است، و راه ديگر راه مستقيمى است كه هر كس با خداى سبحان دارد، و در فلسفه از راه دوم خبرى نيست. در عرفان مىگويند: همانطور كه انسان مىتواند با استمداد از علل و اسباب كه مظاهر حقاند، از اسماى الهى مدد بگيرد و مراتب را يكى پس از ديگرى طى كند به علاوه زير گوش انسان آهسته مىنوازند كه هر كسى با خدا راه مستقيمى هم دارد و خدا با همه يك راه ميانبر دارد كه احدى در اين راه دخيل نيست. هر چند كه هماهنگ كردن اين مطلب كار آسانى نيست، ولى ممكن است، و بنابراين عارف در عين اينكه اسماى حسنى را گرامى مىدارد، ولى آن راه ميانبر را هم همواره حفظ كند و اين راه را از دعا و نيايشهاى قرآنكريم به دست مىآورد.
امام راحل (قدس سره) اين راه را به خوبى طى كرد، بنابراين در سختترين و شديدترين شدايد قبل از انقلاب، و در هنگام انقلاب، و بعد از آن، آن رابطه مرموز را داشت و چون راههاى عادى بسته بود، نااميد نمىشد؛ زيرا اين راه غيبى، قابل بستن نيست. بنابراين اگر خبر مىرسيد كه ٧٢ نفر از برجستهترين خدمتگزاران انقلاب اسلامى در انفجار دفتر مركزى حزب