ايران؛ ديروز، امروز، فردا - نصرى، محسن - الصفحة ٢١٨
آنكه نامهاش كاخ كرملين را به رعب مىاندازد، امام است. آنكه قهر ولايى و استيضاح او كاخ سفيد را به كاخ سياه مبدّل مىسازد، امام است. آنكه به طور مكرر از «مناجات شعبانيه» و «كمال الانقطاع» دم مىزند، امام است. آنكه در اوج عروج مناجات از «محرومين» نمىگذرد، امام است. او چون صدرالمتألهين و ساير عرفا، جهانى نشد بنشسته در گوشهاى. او جهانى است كه مىگويد: اگر از فرودگاه به فرودگاه ديگر روانهام كنيد و در روى زمين جايى نداشته باشم، همان حرف سالار شهيدان حضرت حسين بن على بن ابيطالب (ع) را اجرا مىكنم كه فرمود: «لو لم يكن لى فى الدنيا ملجأ و لا مأوى لما بايعتُ يزيد بن معاويه».
مطلب هفتم: اگر كسى بخواهد به چنين مقام منيعى راه يابد و اسفار چهارگانه را پشت سر بگذارد، بايد بينشى عميق داشته باشد، «شريعت» را در خدمت «طريقت» و هر دو را در خدمت «حقيقت» بداند. امام امت كه هم اهل شريعت بود و هم اهل طريقت، در اين زمينه سخن دلپذيرى داشت و مىفرمود: «آنها كه فكر مىكردند يا فكر مىكنند كه بدون شريعت مىتوانند به مقصد برسند، هيچ شاهد و دليلى ندارند، زيرا ذات اقدس اله كه راهنماست، تنها راه را عمل به شريعت مىداند، و آنها كه مىپندارند با عمل به شريعت نمىتوان به طريقت رسيد، آنها هم شريعت را درست نشناخته و به آن عمل نكردهاند، و آنها كه با سير و سلوك و شريعت و طريقت هماهنگ شدند، ولى به حقيقت بار نيافتند، براى آن است كه به درستى طى طريق نكردند.»
مطلب هشتم: امام راحل شاخصهاى دارد كه نه شريعتيان دارند، نه طريقتيان داشتند، و نه حقيقتيان از آن برخوردار هستند؛ چون شريعتيان مىگفتند: شريعت منهاى سياست است، و طريقتيان مىگفتند: طريقت منهاى سياست است و حقيقتيان هم باورشان اين بود كه: حقيقت منهاى سياست است، ولى امام امت هم سخن مرحوم مدرس را فرمود كه: شريعت و ديانت ما عين سياست است، و هم بالاتر از مدرس، آنچه را كه ما از مدرس نشنيده بوديم، فرمود، كه: طريقت ما هم همان سياست است، و بالاتر از آن، سخن حقيقتيان را هم سير كرد كه: حقيقت ما عين سياست است. البته سياست در شريعت به سبكى، در طريقت به سبك ديگر و در حقيقت نيز به روش خاص خود مىباشد.
مطلب نهم: امام راحل (قدس سره) شاگرد برومند ائمه اطهار (عليهم السلام) بود، و البته حساب آنها با احدى