ايران؛ ديروز، امروز، فردا - نصرى، محسن - الصفحة ٢١٥
كه كسانى كه در رأس اجتماعات قرار مىگيرند، اخلاق فردىِ خاصيداشته باشند! تكبر ورزيدن، برخوردار بودن از زندگى راحت و مسرفانه، تجملگرايى، خودرأيى و خودخواهى و امثال اينها، چيزهايى است كه مردم دنيا قبول كردند كه كسانى كه در رأس حكومتها قرار مىگيرند، اين اخلاق را داشته باشند.
امام ما اين باور غلط را عوض كرد و نشان داد كه رهبر محبوب ومعشوق يك ملتو ديگر مسلمانان عالم، مىتواند زندگى زاهدانهيى داشته باشد و به جاى كاخهاى مجلل، دريك حسينيه از ديداركنندگان پذيرايى كند و با لباس و زبان و اخلاقانبيا با مردمبرخورد كند.
٩. احياى روحيه غرور و خودباورى در ملت ايران
كار نهم او، احياى روحيه غرور و خودباورى در ملت ايران بود. برادران عزيز! حكومتهاى استبدادى و فردى، سالهاى متمادى ملت ما را به صورت ملتيضعيف و مستضعف و توسرىخور درآورده بودند؛ ملتى كه از استعداد جوشان و خصلتهايجمعىِ فوقالعاده ممتاز برخوردار است و در طول تاريخ بعد از اسلام، اينهمهافتخارات علمى و سياسى دارد.
قدرتهاى خارجى- مدتى انگليسىها و مدتى هم روسها و ديگر دولتهاياروپايى، و پس از آن آمريكايىها- ملت ما را تحقير كرده بودند. ملت ما هم باور كردهبود كه قابليت و لياقت كارهاى بزرگ را ندارد، سازندگى از او بر نمىآيد، ابتكار ازاو ساخته نيست و ديگران بايد بر او آقايى كنند و به او زور بگويند! بنابراين، روحغرور و افتخار ملّى را در ملت ما كشته بودند؛ ولى امام عزيز ما، روح غرور و افتخارملّى را در ملت ايران بيدار و زنده كردند.
١٠. اثباتنه شرقى ونه غربى
و بالاخره دهمين كار بزرگ او، اثبات اين نكته بود كه «نه شرقى ونه غربى»، يك اصل عملى و ممكن است. ديگران خيال مىكردند كه يا بايد به شرق متّكى بود و يا به غرب، يا بايد نان اين قدرت را خورد و ستايشش كرد و يا آن قدرت را! فكرنمىكردند كه يك ملت بتواند هم به شرق و هم به غرب «نه» بگويد و بايستد و بماند وخود را روزبهروز ريشهدارتر كند؛ اما امام (قدس سره) اين نكته را ثابت كرد.