ايران؛ ديروز، امروز، فردا - نصرى، محسن - الصفحة ٢٠٥
سازمان و روشهاى باثبات ما را به هيچ و پوچ تبديل كرد.[١]
٦. انقلاب اسلامى؛ انقلاب در نظريههاى اجتماعى
انقلاب اسلامى ايران ضمن آنكه ساختار نظام شاهنشاهى وابسته و فاسد را ويران نمود و سياستمداران و حاكمان ظالم را به وحشت افكند و نظام سلطه جهانى را به چالش كشيد، نسل جديدى از نظريههاى اجتماعى را نيز بهوجود آورد.
بسيارى از نظريهپردازان، تئورىهاى خود را درخصوص پديده «انقلاب» باطل اعلام كردند و شمارى به تعديل ديدگاههاى خود پرداختند و برخى نيز از آغاز نسل جديد نظريههاى اجتماعى سخن گفتند.
دكتر زلماى خليلزاد- استاد روابط بينالملل دانشگاه كلمبيا در نيويورك و نماينده ويژه بوش در افغانستان و عراق در سالهاى اخير و اينك نماينده آمريكا در سازمان ملل متحد- در كتاب دولت، خدا، جمهورى اسلامى مىنويسد:
انقلاب اسلامى نهتنها سياستمداران جهان را غافلگير كرد، بلكه دانشگاهيان و محققان مسائل سياسى غرب را نيز گمراه نمود و فرضيههايشان را بىاعتبار ساخت.[٢]
انقلاب اسلامى ايران بهعكس سه انقلاب مهم قرون اخير (در فرانسه، روسيه و چين) كه با الهام از مادىگرايى و براساس «اومانيسم» و حذف خداوند پديد آمده بود، بر پايه دين و قوانين اسلامى شكل گرفت؛ آن هم در ايامى كه به تعبير هانا آرنت، عصر تحولات و انقلابات دينى به پايان رسيده بود. بنابراين نظريههاى جامعهشناسان و تحليلگران انقلاب با بحران روبهرو شد.
رابرت دىلى، پروفسور علوم سياسى در دانشگاه كلرادوى آمريكا، در مقالهاى با عنوان «انقلاب اسلامى و اصالت» مىنويسد:
انقلاب اسلامى پيچيده و اسرارآميز مىنمايد؛ مساواتطلب است، اما درعينحال سوسياليست يا دموكراتيك نيست؛ راديكال است، اما سنتى نيز به نظر نمىرسد؛ بيگانهگريز است، اما بهندرت انزواگراست، و نمايانگر انقلابهاى فرانسه، روسيه و يا
[١]. دانشجويان مسلمان پيرو خط امام، اسناد لانه جاسوسى آمريكا، ج ٣، ص ٩٤.
[٢]. ماهنامه معرفت، بهمن ١٣٨٤، ش ٩٨، ص ٨٥.