ايران؛ ديروز، امروز، فردا - نصرى، محسن - الصفحة ١٥٦
شرايط ايران گوياى چيزى است كه ممكن است اتفاق بيفتد. ادامه عدمثبات در آنجا مىتواند به كوششهايى از جانب عراق براى تصفيه حسابهاى قديمى بينجامد.[١]
همچنين برژينسكى در كتاب قدرت و اصول اخلاقى مىنويسد:
از همان آغاز پيروزى انقلاب، به عمليات نظامى عليه ايران مىانديشيدم.[٢]
آمريكا با فروپاشى رژيم پهلوى و شكست سياست «دو ستونى» نيكسون (ايران و عربستان) براى پركردن خلأ حاصلشده درپى آن بود تا صدام را به ژاندارم منطقه بدل كند. ريچارد نيكسون، رئيسجمهور پيشين آمريكا دراينباره مىگويد:
تنها سؤالى كه براى همگان مطرح مىباشد، اين است كه كدام كشور مىتواند جانشين ايران بشود؟ ... دولت تندروى عراق در حال حاضر قوىترين نيروى نظامى خليجفارس به شمار مىرود ... براى ايالات متحده آمريكا دلايل كافى و منطقى زيادى درمورد بهبود روابط با كشور عراق موجود است.[٣]
ادموند ماسكى، وزيرخارجه آمريكا پس از شكست تهاجم آمريكا در طبس، سياست آمريكا در برابر ايران را چنين اعلام كرد:
تلاش براى اضمحلال و ازهمگسيختگى داخلى، كشاندن اقتصاد رو به نابودى و نيز تهاجم و حمله به مرزها.[٤]
صدام در فروردين ١٣٥٨ مىگويد:
اكنون موقع آن نيست كه من دست روى دست بگذارم و شاهد و ناظر انقلاب ايران باشم. اينك موقع آن رسيده است كه از وضع آشفته ايرانِ تضعيفشده حداكثر بهرهبردارى را بكنم و با يك حمله كار ايران را بسازم.[٥]
[١]. روزنامه اطلاعات، ٢١/ ١١/ ١٣٦١.
[٢]. حسن واعظى، ايران و آمريكا، ص ٩٧.
[٣]. ريچارد نيكسون، جنگ حقيقى، ص ١٤٠- ١.
[٤]. فرهاد درويشى، تجزيه و تحليل جنگ ايران و عراق، ج ١، ص ٨٧.
[٥]. روزنامه اطلاعات، ٢٤/ ٧/ ١٣٥٩.