ايران؛ ديروز، امروز، فردا - نصرى، محسن - الصفحة ١٤٣
نيروهاى نظامى ايران در منطقه خليج فارس براى منافع غرب بسيار حياتى بود ....[١]
بدين ترتيب، ايران به پايگاه نظامى آمريكا تبديل شد؛ چنانكه حتى محمدرضا شاه در كتابش اعتراف كرد:
نظاميان آمريكايى با هواپيماى خودشان سفر مىكردند و خيلى طبيعى بود كه بتوانند هنگام ورود به پايگاههاى نظامىشان در ايران تشريفات ادارى معمول را نديده بگيرند.[٢]
اوج اين ذلت را كيسينجر، مشاور امنيت ملى نيكسون در كتاب سالهاى كاخ سفيد- كه پس از پيروزى انقلاب اسلامى نگاشته شد- چنين بيان مىدارد:
شاه از ما كمك مالى بلاعوض نمىخواست و هزينههاى مربوط به خريد اسلحه و تجهيز نيروهاى نظامى خود را از محل درآمد نفت تأمين مىكرد. براى آمريكا چه بهتر از اينكه نه فقط براى منافع حياتى خود در خليجفارس كمترين هزينهاى از جيب مالياتدهندگان آمريكايى نمىپرداخت، بلكه توليدات كارخانههاى اسلحهسازى خود را هم به قيمت خوب مىفروخت.[٣]
آمريكا نهتنها با امكانات و جوانان سرباز ايرانى درپى حفظ منافع خود در خليجفارس بود، بلكه درآمدهاى نفتى ايران را با فروش تجهيزات نظامى خود، آنهم به چندين برابر قيمت چپاول مىكرد و در تلاش بود شهروند آمريكايى براى منافع دولتمردان آمريكا هزينهاى نپردازد.
ژنرال اليس ويليامسون، رئيس هيئت مستشاران نظامى آمريكا در ايران در فاصله سالهاى ١٣٥٠ تا ١٣٥٢ (١٩٧٣- ١٩٧١ م) در پايان مأموريت دو ساله خود مىگويد:
اين دو سال به نظرم دويست سال طول كشيد كه در اين مدت در مورد ٧٠٠ قرارداد به ارزشتقريبى ٤ ميليارد دلار مذاكره كردم ... ايران مركز معامله خوبى بود. اين كشور بوفه
[١]. رابرت هايزر، مأموريت مخفى در تهران، ص ٤٦.
[٢]. محمدرضا پهلوى، پاسخ به تاريخ، ص ٣٦٤.
[٣]. معاونت امور اساتيد و دروس معارف اسلامى، انقلاب اسلامى و ريشههاى آن( مجموعه مقالات)، ج ٢، ص ٢٢٥.